بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

حال و احوال؟

و بالاخره بعد از مدتی طولانی این وبلاگ آپدیت شد.

باتشکر از صبوری شما دوستان.


*****مژده دهيد چون كه هفته وحدت آمده
ميلاد امام صادق و پيمبر رحمت آمده
كاش در اين جمعه از آسما
ن ندا دهند
اي منتظران ظهور،منجي بشريت آمده
ولادت پيامبر اكرم(ص) و امام صادق(ع)تبريك و تهنيت باد.****

اللهم صل الی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


و حالا مصاحبه....فکرمیکنید کی باشه؟

ببینیم...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

این شما و این هم مصاحبه با خبرنگار افتخاری و بسیار فعال فرش سپید..."فیروزه اشرفی"


سلام فیروزه جان.

بیوگرافی؟


سلام عزیز دل.

فیروزه اشرفی هستم.

اصولا خانم ها سن شون رو نمی گویند .....اما من می گم.16 سالم تموم شده و وارد 17 سالگی شدم
دوم دبیرستان رشته علوم انسانی/اما دوست دارم در دانشگاه صداو سیما ادامه تحصیل بدم.
و این که :2 خواهر دارم که یکی کوچک تر از خودم و دیگری بزرگ تر .باخودم 3 تا می شویم.
اهل تهران .ساکن ورامین.


از چه وقت با فرش سپید آشنا شدی و چگونه؟


برنامه محبوب دوران نوجوانی یمان فرش سپید یادش بخیر
اگر بخوام کلا براتون تعریف کنم ماجرایی دارد...
اما گوشه ای از این خاطرات خاک خورده رو باز گو می کنم/
اردیبهشت امسال
روزهارو پس از دیگری می گذروندیم...
با استرس امتحان های خرداد و تعطیلات پایان سال تحصیلی تابستون.
اما خودتون رو جای من بگذارید ...چه طور ؟چه گونه؟شدنیه؟
دوستان بهم پیشنهاد کردند که برنامه ای در حال پخشه اسمش فرش سپیده جای 6تایی های قبل اومده....استعداد های نوجوان هارو پیدا می کند.
منم استقبال و نگاه کردم...
با این که بعد از 6تایی ها کم تر تلویزیون نگاه می کردم...اما بازم برنامه رو نگاه کردم
اتفاقا اون برنامه هم خیلی به دلم نشست....
و انگیزه ای شد برای ساخت فیلم و گزارش...
درباره برنامه از توی نت تحقیق کردم و شروع کردم به نوشتن متن کار و شنبه صبح قبل از مدرسه چند سکانس برداشتم
روز پر خاطره و البته سختی بود...
موضوع اولین گزارشم مدرسه بود...
هیج وقت یادم نمیره...

البته که من در دوران مدرسه همیشه عکاس باشی و کار های تدوین و فیلم کوتاه با من بود و آموزش و پرورش و شهرداری تهران خیلی از کار هام استقبال می کردند.
اما گزارش گری برای تلویزیون برایم طعم و مزه دیگری داشت...
بزرگترین مشکلی که بعد از بستن کار برام پیش اومد مشکل سایتی که اصلا انگاری دنیا جلوی چشمام داشت نابود میشد...که با پیگیری های عوامل مهربون همه چیز به خیر گذشت ....و هفته بعد فیلمم به پخش رسید و با 40 درصد رای که مردم عزیزم لطف کردند و منت گذشت بر سر من و برگزیده شدم...
پنج شنبه به صورت زنده رو آنتن شبکه 2 بودم و این بود سر آغاز ورود من به تلویزیون...
یادمه تقریبا برای این و 13 گزارش همه ی شب ها تا صبح بیدار بودم و نماز صبح رو می خواندم و کمی استراحت می کردم و به مدرسه می رفتم...


چی شد خبرنگار شدی؟


واقعیت ش این می باشد که...
آقای ساکت اف تهیه کننده محترم :فرموده بودند برای ادامه کار با برنامه اگر کارتون خوب باشه :میشید خبرنگار افتخاری در شهرتون...
و این به ما انگیزه میداد....
و با فرستادن گزارش های فراوان که انشالله مورد تایید شما عزیز واقع شده باشد...
به خبرنگار افتخاری منصوب شدیم...


چند فیلم به برنامه فرستادی و از حضور قشنگت دربرنامه بگو؟


13 فیلم که همش پخش شد.
البته با همکاری 2تا از دوستانم(رویا سادت حسنی +کوثر سنجریان . کار مشارکتی امتحان را ساختیم که متاسفانه برنامه تموم شد...
من 2 بار به صورت زنده یک بار هم میهان مجری که متاسفانه به برنامه نرسیدم...
گفتی است که سایت سپید دات تی وی که مربوط به برنامه میشد 2 گروه داشتم که میدونم کلی خاطره های خوب دایم در کنار دوستان...
به عنوان مدیر گروه عکاسی به برنامه دعوت شدم...


خاطرات خوبی که با فرش سپید داری؟


خاطرات ما این چند وقت هم شیرین بود هم گریه دار...
پر نقش تر از فرش دلم

بافته ایی نیست

از بس که گره زد به گره حوصله ها را
سر گزارش شیرینی فروشی جلوی اوستا قناد داشتم کیک درست می کردم...اصلا یه وضی خراب کاری کردم....
و تا تست کردن بیشتر شیرینی ها..
منو گروهم کلا جایزه بگیر نبویم اما شیرینی سرای تهران لطف کردند و کیکی سفارشی با نام فرش سپید برامون آماده کردند و ما هم کلی خوش حال شدیم...و لذت بردیم جاتون خالی
و گزارش برداشت برنج و روز های به یادموندنی در کنار مردم شمالی مهربون و مهمان نواز.
و گزارش تابسون و رفتن به کوه و کمر برای گرفتن سوِزه اوقات فراغت
و کار کردن با کودک 4و5 ساله مهرا شمس که شعر های مولانا رو می خواند..
و با یک تیر 2 نشان زدن و هم گزارش نمایشگاه کتاب را گرفتن هم کتاب خریدن ...و البته سختی فیلم برداری با وجود نداشت مجوز و درد سر هایی که داشتیم....یادش خوش
و موزه دفاع مقدس تهران که با این گزارش نام و یاد شهدای کشورمون رو زنده نگهداریم /و حقی که به گردنمون هست را ادا کنیم
و با اخرین گزارش پایانی فرش سپید که اشک همه رو در اورد .....و تقریبا بیشتر خبرنگاران افتخاری در فیلم حضور داشتند.
بقیه اش باشد باقی عمرتان


بهترین هدیه ای که گرفتی؟

هدیه دادن و هدیه گرفتن رو دوست دارم.

در سفری که مشرف شده بودیم به مکه مکرمه انشالله قسمت خودتون بشود.
پدر و مادر برام دوربین فیلم برداری هدیه خریدند ...
و هر وقت نگاه می کنم به دوربینم واقعا انرزِی بهم میده و یاد خاطرات خوب می افتم.:)


بچگی هات آروم بودی یا شیطون؟

دوران بچگی رو دوست دارم...

نه میشه گفت اروم نه شیطون. در حد تعادل بر خورد می کردم...دورانی بود برای خودش.


از چه رشته ورزشی بیشتر خوشت میاد؟

والا هندبال کار می کنم....شنا هم کار کردم ...کلا عاشق ورزشم/اگر در آینده گزارشگر نشدم ...حتما مربی هندبال میشم...


دفترخاطرات داری؟چه شکلیه؟

دفترچه خاطرات دارم مربوط به یادگاری های دوران مدرسه است و سال های قبل ....

اما حالا هر چند وقت یک بار فقط متن ها و دست نوشته هاشو می خوانم....و کلی خاطره برام زنده میشه
رنگش آبی فیروزه ای هست.


فیروزه اشرفی در یک جمله؟

سخته شناختنش .اما راضی ام ازش.شکر خدا..اگه اون جور که می خوام رفتار کنه)


بهترین فیلمی که دیدی؟

فیلم زیاد می دیدم اما الان کم تر شده /جدایی نادر از سیمین /کیفر/هیس دختر ها فریاد نمی زنند/و..


بهترین کتابی رو که دیدی معرفی کن؟

رمان دوست دارم و می خوانم میراث خانم بانو.وکتاب لطفا گوسفند نباشید.که یک کتاب روانشناختی ومعرکه است اصلا.و کتاب های مربوط به عکاسی و هنر.و شعر های مولانا جانا/


آرزوی بزرگ فیروزه چیه؟

فیروزه اساسا موجودی بلندپرواز نمیشه گفت اما هدفمنده....ارزومندی ملاک نیست من اون ها رو به واقعیت تبدیل می کنم...نمیدونم ///


کارتون موردعلاقه ی کودکیت که خیلی باهاش خاطره داری؟

دوران کودکی من زیاد از تلویزیون برای اوقات فراغت استفاده نمی کردم.وبا خواهر بزرگتر بازی می کردیم...خیلی هم خوب .اما کارتونی که دوست داشتم پلنگ صورتی وکارآگاه گجت.


از دوران نوجوانی و حس نوجوانی بگو؟

وای سئوال سخته...

دورانیه طلایی باور بفرمایید....همش خاطرس ....از بعضی از حس ها می ترسم...
اما واقعا دوست داشتنیه اما سخت می گذرد....


بهترین دوستت کیه؟وبنظرت خصلت یک دوست خوب چیه؟

همه دوستام خوبن....

از صمیم قلب دوسشون دارم...نام نمی برم...چون همشون گل هستند
من توی انتخاب دوست یکم سختگیرم....
حتما ملاک هایی رو که در زندگی خودم دارم دوست دارم که تقریبا دوستم هم داشته باشه..افکار هامون باید به هم نزدیک باشه...


دوست داری در چه رشته ای ادامه تحصیل بدی و چه شغلی داشته باشی؟

من انسانی می خوانم.اما گرایشم بیشتر به هنر می باشد..... من به تدوین و عکاسی علاقه مندم وکار می کنم...اما در این دوره و زمانه که همه در حال پیشرفت هستند.و فنی بلد هستند ...دوست دارم کارگردان بشم و گزارشگری رو ادامه بدم.


درباره ی تاسیس وبلاگت بگو؟

شاید فروردین امسال بود.بوی بهار و عید و دلنوشته هایی که حجم زیادشون منو به نوشتن وادار می کرد باعث شد ..پاتوق بروبچه های فتو تدوینی رو راه بندازم....اونجا خونه دومه منه....و باعث ارتباط نزدیک تره من با دوستام و مخاطب ها میشه...


رنگ موردعلاقت؟

آبی فیروزه ای و زرد/


استقلالی هستی یا پرسپولیسی؟

تیم ملی وقتی قرمز می پوشه /البته دورد بر همه استقلالی های عزیز.


شده خیلی ناامید بشی؟

چرا دروغ ؛اره زیاد....اما توکل کردم بر خدا/


دنیا رو در یک جمله تعریف کن؟

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان میگفت زندگی بی تو محال است تو باید باشی!


اهل مطالعه هستی یا نه؟

اره کم و بیش از نوع اینترنتی بیشتر/


شلوغی رو دوست داری یا تنهایی رو؟

هر دوتا شو....


کسانی که توی زندگی خیلی بهت کمک کردند؟

اول خدای مهربونم که واقعا شکرشو نمی تونم به جا بیاورم...

وکمک هایی که در زندگی ام از حضرت فاطمه زهرا خواستم و اجابت شد.
پدرو مادرم....که عاشقشونم.....
و ممنونم از همه کسانی که در گذشته و حال کمکم کردند ودر اینده کمکم خواهند کرد ...دستشونو می بوسم..



نظرت راجع به کلمات زیر؟


مسعود ساکت اف=خیلی ارادت دارم خدمته شون /و فردی روشن فکر و مهربان /و واقعا مرسی که به ما نوجوان ها اعتماد کردند


کیوان ساکت اف=مجری توانمند /شوخ طبع در حالت جدی /


اشکان خیل نژاد= یک تاتریه توانمند/ 


فاطیمابهارمست=مجری خاطرات و دوران نوجوانی ام...


فرش سپیدی های اصیل=به تلاش و پشتکارشون افتخار می کنم....اعتقاد دارم که بهترین ها براشون اتفاق می افتد/


وبلاگ ما و فرش سپید=والحق والانصاف که کارتون درسته.....محفل گرم دوستان عزیز.+یک مدیریت عالی


خانواده : بنیان خانواده برام یک اصل مهم است ....خانواده ام رو دوست دارم با تمام سختگیری هایی که دارند. 


عشق=عشق انگیزه برای زندگی میاره....پس بهتره که باشه...


خدا=سپاسگزارشم....همیشه یه جاهایی که می تونسته مچمو بگیره دستمو گرفته...و کمکم کرده....واقعا فقط از خودش بخوایم.....


ازدواج=شتریه که دم در خونه همه می خوابه.....

سئوال سختا رو ممنون که از بنده حقیر پرسیدید.

بحث طولانیه میشه....برای همه ارزوی خوش بختی دارم...و سعی کنیم تفاهم ایجاد کنیم....هیچکس شبیه یک دیگر نیست...بگذاریم هر کس خودش باشد.


حرف آخر؟


من به
جای راه رفتن پرواز می کنم
آن لحظه ها که مات در انزوای خویش
یادرمیان جمع
خاموش می نشینم...
موسیقی نگاه تورا گوش می کنم
فریدون مشیری
باید به نوجوان ها اعتماد کرد.باید حرف هاشون رو شنید....
و ممنون از شما خانم معظمه حاج غنی مهربونم بابت زحماتی که می کشیدو مخاطب های عزیز دل که تا این جا ماهنامه مصاحبه با فرش سپیدیا رو دنبال نمودید
خیلی خیلی دوستون دارم ....
برامون دعا کنید.

*****************

خیلی ممنون از فیروزه اشرفی عزیز که در این مصاحبه شرکت کرد.

امیدوارم در همه ی مراحل زندگیت شاد و موفق باشی.

و با سپاس از شما دوستان که همراه این مصاحبه بودید.


اين مطلب در شنبه بیست و هشتم دی 1392 و در ساعت 12:33 نوشته شده است
موضوعات مرتبط: مصاحبه با فیروزه اشرفی

نويسنده : معظمه حاج غنی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا


اول که بگم هورررررررررررررررا

چت روم فرش سپید درست شد.

اونایی که میخوان عضو چت روم بشن.

برن به این آدرس: http://romsepid.blogfa.com/


این چت روم فقط مختص فرش سپیدی هاست و ورود افراد متفرقه ممنوع !


مدیر روم : متین عمیدی

ناظر ارشد روم : من

ناظرین روم : فیروزه اشرفی و رویا سادات حسنی

معاون روم : سادیا بهزادی


حالا بریم سراغ میزگرد.

موضوع میزگرد اینه:

*ایده دادن برای برنامه فرش سپید سری جدید*

وقتی خودت تنهایی میخوای فکر کنی یکم سخت تره که ایده به ذهنت بیاد.

ولی وقتی با همدیگه فکرامون رو بذاریم روی هم میشه یه ایده ی عالی.

از کوچیکترین ایده توی ذهنتون دریغ نکنید.

از همین الان شروع کنید.

دوستان فرش سپیدی تون هم از این میزگرد با خبر کنید.

اطلاع دادن به آقای ساکت اف هم میفته گردن شما آقای متین عمیدی.

با هم فرش سپید رو میسازیم
love struck


فرش دلتون سپید و یکرنگ

زندگیتون شاد و رنگارنگ


اين مطلب در یکشنبه هشتم دی 1392 و در ساعت 11:11 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

این پست ویرایش شد.

http://chapsadra.ir/wp-content/uploads/2012/11/g2.jpg

جا داره تولد رویا سادات حسنی عزیز که 3 دی تولدش بود رو تبریک بگم.

و اینکه 17 دی تولد اشکان خیل نژاده

http://www.uploadax.com/images/70561495031819543773.jpg

بخاطر اینهمه تاخیر خیلی خیلی معذرت میخوام درنتیجه فعلا اینو داشته باشین تا پست هفته بعدیش.

مهمان سه شنبه19 آذر

بهزاد شرفامی خوشنویس نوجوان.

36769100580838464770.jpg

چند سایت برای علاقه مندان به خوشنویسی:

http://www.anjomankhoshnevisan.ir/

http://www.sols.ir/

http://www.khoshnevisi.net/

(جالبه بدونید منم میخوام برم کلاس خوشنویسی )


فاطیما هم که هر هفته باید سوتی بده دست اشکان با لب تاب گفتنشD:


فیلمهای سه شنبه 19آذر

فراز شولایی=عکسهایی بسیار زیبا از حال و هوای زمستونی.


08214334086389358540.jpg

رویا سادات حسنی=با لباس سفید و صحنه های سفید بدجور دلمونو هوایی برف کرد.


94092804624091291600.jpg

مهدی فاریابی=ضرب المثل یخ جدا یخدو جدا.


81108389225533925752.jpg

احمدرضا کرمانی=تداعی دیدن هوای بارونی از پشت شیشه های ماشین.


45019231275063923659.jpg

متین عمیدی=خیلی وقته خیلی جاها برف نمیاد بخاطر آلودگی هوا دقیقا.

11181174855477667213.jpg

برندگان سه شنبه 19آذر

سمانه رضایی(که جاش برادرش محمود رضایی اومده بود)

محسن حسین زاده

ابراهیم عینی

فائزه عطایی

زینب شبانی

86267296833472655985.jpg

این داستان:اشکان و کیوان در کلاس خوشنویسی===>


34419874895943894982.jpg

اشکان : استاد میفرمودیه! (!)

استاد بهزاد اشکان جان یه نقطه بکش پسرم. (ِD:)

اشکان : استاد کیوان با اینا ور میره نمیذاره تمرکز کنم. (:|)

کیوان : دوروغگووو استاد من کاریش ندارم. (:|)

59199495875927353147.jpg

خیلی بی مزه بود میدونم D:


اشکان هم که جدیدا هی تیکه آخری فاطیما رو میگه فاطیما بی تیکه کلام مونده :|

لدفا  تیکه کلام های بقیه رو کش نروید که پیگرد قانونی دارد :|

مهمان چهارشنبه 20 آذر

جلال لگوری مالفجانی مخترع نواجوان(دستگاه تقویت هوش و حافظه)


09778853572812046516.jpg

گفتگو با جلال لگوری===>


هدف از ساخت این دستگاه چه بود ؟
هدفم این بود که با استفاده از دستگاه تقویت هوش بتوان مطالب علمی را به کودکان دیر آموز یادآوری و همچنین با تکرار و یادآوری کلمات برای سالمندان ، یادگیری میسر شود.

تقویت هوش چطور امکان پذیر است ؟
این امر از طریق صفحه کلید در مورد آموزش کلمات سخت و یا یادآوری سالمندان یا بیماران آلزایمر امکان پذیر است و می توان رمزی را برای بازی انتخاب کرد که با هر بار برنده شدن فرد در حال بازی یکی از حروف رمز کشف شود.

این دستگاه چطور کار می کند ؟
دستگاه تقویت هوش با جریان 220 ولت متناوب و با جریان مستقیم باتری ( 6 باتری قلمی ) کار می کند.

طراحی و برنامه نویسی این دستگاه چقدر زمان برد ؟
برای طراحی 2 ماه و برنامه نویسی 4 ماه وقت گذاشتم.

هزینه ساخت این دستگاه چقدر شد ؟
در حدود 900 هزار تومان

 

 

چه رتبه هایی توسط این دستگاه کسب کردی ؟
1. در جشنواره فکر برتر رشت بعنوان طرح برتر دانش آموزی زیر 14 سال
2.در جشنواره رباتیک مسیریاب شیراز مقام دوم
3.در جشنواره علم تا عمل تهران جوانترین مخترع ( در حاشیه این جشنواره با چند وزیر هم دیدار کردم )
4.تبت دستگاه در بنیاد علمی نخبگان کشور
5.ثبت مالکیت صنعتی دستگاه اختراع شده در اختراعات کشوری
6.عضو پارک علم و فناوری استان گیلان

نقطه شروع این اختراع از کجا بود ؟
از روی نیمکت مدرسه و نگاه کردن به بازی دوستانم

پشتوانه تو این کار چه کسانی بودند ؟
پدر و مادرم

چه حمایتی از تو صورت گرفت ؟
من فقط حمایت های پدر و مادرم را داشتم

مسئولین شهرستانی و استانی حمایتی از شما انجام دادند ؟فقط در هفته گذشته با مدیر آموزش و پرورش لاهیجان دیدار کردم و عملکرد دستگاه خودم را برای ایشان شرح دادم

دلیل موفقیتت چه چیزی بود ؟
تلاش و پیگیری پدر و مادرم

با درنظر گرفتن این همه تلاش ، چه قیمتی را برای فروش این دستگاه مشخص می کنی ؟
به تنها چیزی که فکر نکردم قیمت فروش دستگاه بود.

در راه ساخت دستگاه چندبار شکست خوردی ؟خیلی زیاد

وقتی در ساخت دستگاه به مشکل بر می خوردی چه کاری انجام می دادی ؟

از اینترنت جستجو می کردم و راه حلش را پیدا می کردم.

 

 

از کسی کمک و مشاوره نگرفتی در این اختراع ؟بعضی قسمت هایی را که بلد نبودم از اساتید سوال می کردم اما آنجا جوابم را نمی دادند.

اتفاق افتاده که از ادامه دادن ساخت دستگاه هم پشیمان شوی ؟
نه اصلا

برای آینده هدفی داری ؟بله اما ... نمیشه گفت ( با خنده )

یعنی اختراع بعدی در راه هست ؟بله ... ( با اشاره کردن به گوشه اتاق متوجه شدیم که اختراع بعدی در حال آماده سازی است اما شایان تصمیم به رونمایی از اختراع دومش را ندارد )

تیتر اختراع بعدی را حداقل مشخص کن ؟دستگاه پزشکی - الکترونیکی در مورد یک نوع بیماری انسان ها

برای هم سن و سالان خودت چه صحبتی داری ؟درس خواندن سخته اما همین سختی در آینده راحتی را به وجود خواهد آورد.

حرف پایانی ؟تشکر می کنم از پدر و مادرم که خیلی برای من زحمت کشیدند و برای موفقیتم کم نگذاشتند.

 

و فاطیما بالاخره انتقامشو گرفت D:

یک مجری خوب از کلمه ی سوپرایز استفاده نمیکنه(خوشم اومد آفرین فاطیماD:)


برندگان چهارشنبه 20 آذر

سید علی کشاورز(به جاشون دخترعموشون اسما کشاورز اومده بود)


42512361514723542087.jpg

پژمان مزارعی یا مزارهی(!) ( به جاش حمیدرضا پاینده)

19452255970912579837.jpg

فیلمهای چهارشنبه 20 آذر

محمدمهدی کرباسیون=نکات خیلی مهمی رو درباره ی پیامک گفتند و یک جورایی جدید بود.

29077458119974427927.jpg

محسن حسن زاده=ایشون سعی کردن از دیگرون ضرب المثل بپرسن تااینکه یک ضرب المثل رو توضیح بدن.

92425841032876995964.jpg

برندگان پنجشنبه 21 آذر

زهرا قاسم زاده

هما احمدی


05089013848369046422.jpg

حمید خواجه به نیابت از علی چارده چک(اگه اشتباه نکنم)

بیرامی(نگفتن به نیابت از چه کسی)

مهدی کمالی به نیابت از محمود صفری

ابوالفضل دهقان نیری به نیابت از نجمه دهقان نیری

38340294218697420068.jpg

فیلمهای پنجشنبه 21 آذر

نور الله صالح نیا=تصاویر زیبا از زمستون.


54467722634196659266.jpg

11679415192744638765.jpg

32088762977626169830.jpg

نفیسه حاجی زاده=تصاویر زمستونی همراه با صدای دلنشین.


05312755063722701363.jpg

کوثر سنجریان=توضیح درباره ی جشن های زمستونی.

22605851219263248817.jpg

خواننده پنجشنبه 21 آذر

سجاد وثوقی

68290317510842871162.jpg

آیا خواننده خوب خواند؟

بله

خیر(جواب من: بله عالی بود اشکم درآورد کیوان که اشک در چشمانش حلقه کرده بودD:)

و در آخر این هفته کلا هفته ی فاطیما بود چون تونست هم از اشکان هم از کیوان

انتقام بگیره و سوژه.

تبریک فاطیما D:

کیفیت عکسو بیخیال من عاشق این شال گردن فاطیما شدم :)

04119458008035344005.jpg


به درود

یا حق


اين مطلب در چهارشنبه چهارم دی 1392 و در ساعت 13:7 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |

چشمانم را بسته ام...باز میکنم....میبندم....باز میکنم....او به من میخندد....فکر میکند دیوانه شده ام....

ساعت چند است؟فقط چند دقیقه مانده است.

چشمانم را میبندم.دیگر باز نمیکنم.ناگهان یک آهنگ دلنشین به گوش میرسد مرا به لبخند وا میدارد.

بعد یک صدای دخترانه ی شیرین....سلام من فاطیما بهارمست هستم مجری توانای فرش سپید....

صدا به صدایی دیگر حواله میشود...با نام و یاد ایزد یکتا درود بر شما نازنینان من اشکان خیل نژاد اینجا

تهران ... شما همه جای ایران .... و دوست کماکان نازنینم کیوان ساکت اف....

صدای پسرانه ی شیرین که تند تند حرفهایش را میزند .... سلام من کیوان ساکت اف هستم

مجری اول و ثابت فرش سپید....

بعذ از شنیدن این صداهای دوست داشتنی چشمهایم را که باز میکنم...

میبینم روی فرش سپید قدم برمیدارم و جلو میروم....

هیچکس جلو دارم نیست.

کل کل ها و سوتی ها و شوخی های مجری ها و دست تکون دادن های فاطیما مثل همیشه ست.

اما هر روز یک فرق هایی دارد....هر روز نکاتی را یاد میگیرم که نمیدانستم.

یا شاید بهش فکر نکرده بودم.

نمیدانم اما دارم حس میکنم کم کم دارد یادمان میرود که فرش سپید چه بود.

چه شد که آمد و چه کرد.

کم لطفی میکنیم و حق طرفداریمان را ادا نمیکنیم.

فرش سپید به ما یک هدف داد یک گام برای جلو رفتن.

فرش سپید برای نوجوانان سپید.

یک دنیا ممنونتیم فرش سپید...نه اینکه نشونمون دادی...نه اینکه بزرگمون کردی....

همه اینا هست و دلیل تشکر من چیز دیگریست....

چیزی بالاتر از تمام اینها...

فرش سپید تو به ما هدف دادی...ما را راهنمایی کردی.

و حالا ما در این راه قدم میگذاریم.

ما فرش سپیدی ها همیشه پشت هم هستیم.

آقای مسعود ساکت اف شما دوست داشتنی ترین تهیه کننده هستید

آقای کیوان ساکت اف شما شیرین ترین مجری هستید

آقای اشکان خیل نژاد شما مردمی ترین مجری هستید

خانم فاطیما بهارمست شما خوش زبان ترین مجری هستید

ما اینجا دوست داشتنی ترین تهیه کننده و شیرین ترین و مردمی ترین و خوش زبان ترین مجری ها را داریم.

با تشکر

..........

این حال فرش سپیدی من بود شما هم حال فرش سپیدی تون رو برام بفرستین.

میخوام یه پست جدا بذارم که توش حال فرش سپیدی تموم فرش سپیدی ها باشه.

اونوقت از چهار ستاره ی فرش سپیدی(که میدونین منظورم کیه)میخوام که بیاییند و

حال فرش سپیدی ما رو بخونن تا حالشون خیلی جا بیاد و انرژی بگیرن.

چطوره؟

البته اجبار نیست هرکس دوست داشت.

اگه خواستین بگین ایمیلم رو بهتون بدم تا برام بفرستین.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

اول بخاطر تاخیر این پست عذر میخوام :)

دوم هم مصاحبه ی یاسمین انجام شده و

تا چند روز دیگه گذاشته میشود و

ببخشید بخاطر اینهمه انتظار :)

حضور غیاب سه شنبه===>

کیوان ساکت اف=حاضر

اشکان خیل نژاد=حاضر

فاطیما بهارمست=خانم فاطیما امروز غایبه.

باز این دختر غیبش زده :| خط کش من کو؟D:

شوخی===>

00526779369891108174.jpg

اشکان : کیوان بیا میخوام بهت جایزه لب تاب بدم.D:

75598348322403518122.jpg

کیوان : نه نه من این هفته بخاطر بازی توی فیلم ترسناک,

ترسناک شدم باید تنبیه بشم:|درضمن اونا تبلته نه لب تاب D:

(شوخی بود و قصد بدی نداشتم لطفا به کسی برخوره :)

برندگان تبلت سه شنبه===>

ساعدی

نفیسه گوهریان(که البته ایشون بخاطر جذابیت مسابقه شرکت کردن جایزه براشون مهم نیس...

مثل این تبلیغه میگه من بخاطر کیفیتش استفاده میکنم جایزه ش مهم نیسD:)

الهام پارسی

آقایی که 37سال داشت:| اسمشم نفهمیدم چی بود شرمنده :) (ایشون چون بیمار بودن درنتیجه بیکار

بودن تفریحی تو مسابقه شرکت کردن شانسی هم برنده شدن بعله D:)

و فرشته قائم رحمتی(امیدوارم فامیلشو درست نوشته باشم)نبود.حالا یه جوری تبلت رو بهش میرسونن :)


67629506702393507658.jpg


مهمان سه شنبه===>

"محمدرضا صادق مشاور رسانه ای رئیس جمهور"

امیدواریم یه روز خود "جناب رئیس جمهور آقای روحانی" مهمون برنامه باشند. :)

یعنی میشه؟ :))winking

58175568203568043799.jpg

مهمترین سوالی که پیش آمد این بود که اصلا رسانه چیست؟confused

تلویزیون رادیو روزنامه مجلات اینترنت و حتی ایشون فرمودن یک کلاس درس هم میتونه رسانه باشه.

همین وب کوچولوی نقلی من هم یک رسانه سbatting eyelashes

برای بیشتر فهمیدن درباره ی رسانه به این لینک هم میشه مراجعه کنید:کلیک کنید

دیگر بحث هایی که شد این بود که چرا نمیشه تو مدرسه موبایل برد؟

خب میتونید به این لینک برید:کلیک کنید

ولی خب خیلی از مدارس هستن که دانش آموزا آزادانه گوشی میبرن!

یکی از مباحث دیگه چرا اینقدر برای دختران بخاطر گردش های خارج از شهر سخت میگیرند؟

نه واقعا هااا !

ولی خب بازم این مشکل زیاد نیست چون مدرسه ی ما که گردش سه روزه میبرد مشهد

یا خیلی از مدارس دیگه رو دیدم حتی به شهرهای دیگه هم میبرند.


راستی خیلی خوب شده ها که گروه کودک و نوجوان از هم جدا شدن.

آخه اونجوری همش به کودکان توجه میکنند.

ولی اینجوری مشخص میشه که چه برنامه هایی هم برای

نوجوانان است.

***********

فیلم های سه شنبه===>

متین عمیدی=فیلم  این هفته شون نسبت به هفته ی پیش خیلی بهتر بود.

موضوع جالبی هم داشت.

موضوعی که شاید به چشم خیلی ها نیاد اما واقعا حقیقت دارد.

بعضی وقتا اینقدر توی پیامک دادن افراطی میشیم که از درس و زندگی میفتیم.

وقتی هم میخواییم درس بخونیم تمرکزمون از دست میره و

فکر و ذکرمون میره طرف گوشی و پیامک بازی.

نمونه ش خود من...شما درس بگیرین مثل من نشینD:


45600466726548390397.jpg


نورالله صالح نیا و علی چراغی=فکرکنم اولین بار بود فیلمشون پخش میشد

البته مطمئن نیستم.

اون نوشته های بین فیلم حس فیمهای صامت قدیمی رو به آدم میدادن.

پیام خوبی هم داشت.

همیشه که پیامک دادن باعث ازهم دور شدن نمیشه.

بعضی وقتها با یک پیامک با دوستمون قرار میذاریم و میبینیمش.

(منکه الان کلی دوست خوب تو گوشیم دارم حرفامون هم پیامکی

کاش یه روز بشه همدیگرو ببینیم از نزدیکِ نزدیکbig hug)


07861588326628820707.jpg

سارا تقی نژاد=وای خدا این دختر چقدر باحال و دوست داشتنیه.

فیلمش که شاهکار بود.

جدیدا سارا فیلمهاش داره یک سبک میشه.

یعنی یک حالتی که فقط تو فیلمهای اون میشه دید.

کاش اون بازیگرای همکارش رو هم یک روز توی برنامه دعوت کنند.

خیلی خوب باهم هماهنگ هستند.

آستین نو بخور پلو!

(کیوان خان شمام اگه این ضرب المثل رو نشنیدی حالا بشنوbig grin

آخه اینکه دیگه خیلی معروفهwinking)

88749290779087100108.jpg

66757006323586481470.jpg

زلزله===>

در آخر کیوان ساکت اف یک سرفه ای زد که کل استودیو به لرزه افتاد.

و الان بعله به من خبر میدن که نزدیک هشت ریشتر بوده.

خدا بهشون رحم کرد که دووم آوردن.hee hee

توی فرش سپید زلزله نداشتیم که به لطف کیوان خان اونم الان داریمchatterboxbig grin

شیطون===>

اشکان هم زده توی کار شیطون بازیbig grin

چه دقیق هم ادای فاطیما رو درآورد آخر بار :))

همون تیکه که :

همین موقع که نه همون موقع که اومدیم.

البته ناگفته نماند که حرکات دست رو هم خیلی ظریف انجام داد.batting eyelashesbig grin

*******************

حضور غیاب چهارشنبه===>

کیوان؟حاضر

اشکان؟حاضر

فاطیما؟حاضر

-دیروز کجا بودی دختر؟

فاطیما: خانم اجازه! سر فیلمبرداری بودم.

-باشه دخترم عب نداره D:

هویج===>

28912611469394139702.jpg

اااااا این چیه :|

گفتم هویج.... اینکه عمو اشکانه آبرو آدمو میبرین :|

خب دوستان اینم هویجbig grin

بعله گفتیم در جریان باشین اشتباه نگیرینbig grin

80064515348371569993.jpg

اوا کیوان خان شما وسط حرف من چیکار میکنی؟

داشتم اینجا حرف میزدمااااااا

بیا ... حالا گیر داده این داره از کی عکس میگیره :|

بذار کارشو بکنه بنده خدا !

خبر نداری من خودم همش دارم عکس شما رو میگیرمbig grin

خب...خب....

شوخی بسه بریم سراغ مهمونا.


مهمان چهارشنبه===>

"مهسا و محمدمهدی هاشمی" بازیگر نوجوان

86674777762519046051.jpg

بیوگرافی مهسا هاشمی=

در 18 فروردین ماه سال 1377 خورشیدی در شهر تهران دیده به جهان گشود.
وی از پنج سالگی فعالیت هنری خود را با شرکت در آگهی های تبلیغاتی آغاز کرد و پس از مدتی کوتاه ، که استعداد و توانایی هنری خود را نشان داد توسط آقای شاهد احمدلو در فیلم سینمایی بهار قبل و بعد نقش آفرینی کرد. این افتخار بزرگی برای مهسا هاشمی بود که در شروع فعالیت بازیگری خود ، با وجود سن و سال اندکش با کارگردانان و اساطید بزرگی همچون آقای کمال تبریزی (سرزمین کهن) آقای حمید گودرزی و خانم نیکی کریمی (خیابان بیست و چهار) آقای علیرضا خمسه و خانم فاطمه گودرزی (ما خونه نیستیم) و ... همبازی باشد و از تجربیات آنها استفاده کند
او حالا جزء بازیگران جوانی است که بدون هیچ واسطه ای و با تلاش و پشت کار خود وارد عرصه ی بازیگری شده و توانسته نظر کارگردانان را به خود جلب کند.

وبلاگ رسمی مهسا هاشمی : کلیک کنید

بیوگرافی محمد مهدی هاشمی=

محمـد مهــدی هــاشمــی در ۱۵ شهــریـور مـــاه ۱۳۸۲ دیده بــه جهــان گشــود.

وی درسن ۴ ســالگــی اولـیـن فعــالیت هنــری خــود رادر فیلــم سینمیــایی زنی از کوچـه پشتی بـــه

کارگردانـی علـی توکـل نیـا اغــاز کـرد و بعـد ار آن استعـداد های وی توسط بسیـاری کارگردانـان دیده شد

وبلاگ رسمی محمد مهدی هاشمی : کلیک کنید

صحنه هایی از فیلمهای این دو بازیگر:

13416730536692925719.jpg

34631459649776824321.jpg

41975996361675426139.jpg

93155063856739227870.jpg

04543865634062281897.jpg

11816351553723555754.jpg

82136105590645293227.jpg

برندگان 20000تومان شارژ===>

علیرضا قراچی زاده

سمانه احمدپور

فاطمه خدری غریب وند

سعیده پهلوان پور

آیه سمیری زاده

سارا قدامی

فاطمه ارجمند خطیبی

محمدرضا رحمانی

راضیه وحدت

محمدامین حاجی آبادیان

سمیه فیروز زاده

حسین احمد زاده

فریبا مرادی

فرشته خداکرمی

محدثه هرکلامی

فاطمه حیدری

نجمه غلامپور

برندگان تبلت چهارشنبه===>

سمانه رضایی

زهرا مطیعی

حانیه شاهرخ بیگی

پژمان مزارعی

آزاد رفیعی

(که حضور نداشتن و براشون میفرستن)

فیلم چهارشنبه===>

سیده حانیه میرزاپور=فیلم خیلی زیبایی بود و اطلاعات جامعی

درباره ی پیامک داد همراه با عکس هایی که کاملا مطابق با گفته ها بود.


64924351881179575116.jpg

فاطیما عزیز دلم خب آدم هم میتونه پزشک باشه هم بازیگر هم اصلا نجار....والا :|

دانلود روز پنجشنبه رو نتونستم گیر بیارم و ببینم پس ازش پستی هم ندارم :)

حرف آخر===>

بیایید فرش سپید رو ساده نگیریم.

هر روزش یه درسه.

اگه حرفی زدم شوخی بود به دل نگیرین.

به خدا میسپارمتون

و بدونید خیلی دوستتون داررم.

یا حق


اين مطلب در شنبه شانزدهم آذر 1392 و در ساعت 11:15 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

خوبین؟چخبرا؟

تو مسابقه پیامکی شرکت کردین؟

من دیشب شرکت کردم :)

شرح مسابقه پیامکی من===>

عدد 1 رو به 737200 ارسال کردم.

"کاربر محترم با نام کاربری اخگر5674 ضرب المثلی با26حرف درنظر گرفته شده است.

حدس  خودتان را ارسال کنید

مثال:ح

امتیاز شما:

0

دریافت ضرب المثل جدید:

ارسال عدد

"2

حدس زدم ... حدس زدم درست غلط تکراری تا اینکه کامل فهمیدمش.

جواب درست رو ارسال کردم اما گفت تکراریه یعنی چی آخه:|

شارژمم تموم شد رفت :|

شمایی هم که غصه دارید چرا واسه همراه اول نیست؟

خب صبرکنید اگه استقبال زیاد بشه برای سایر شرکتها صورت میگیرد.

جواب نظرسنجی هفته پیش===>

مسعود ساکت اف=سفید-سفید-زرد-سبز-سبز-زرد-سفید-صورتی-سفید

کیوان ساکت اف=قرمز-قرمز-سفید-طوسی-قرمز-سفید-سفید-آبی-قرمز

اشکان خیل نژاد=آبی آسمانی-آبی-قرمز-سفید-بنفش-قرمز-سفید-یاسی-نمیدونم

فاطیما بهارمست=بنفش-بنفش-سرمه ای-آبی-آبی-نارنجی-سفید-همه رنگهای دوست داشتنی-صورتی

این نظرات شما :)

وحالا نظر من=مسعود ساکت اف:صورتی.کیوان:آبی.اشکان:قهوه ای-فاطیما:سبز

سرماخورده ی هفته===>

کیوان ساکت اف. که اونجوری هم میگفت مشخص نبود سرماخورده ست.

(ناگفته نماند منم سرماخوردم فجیع

هم صدام گرفته و هم میخوام خودمو از گلو حلق آویزکنم:|)

سوال های هفته===>

1.آیا تا بحال در بازی های پیامکی شرکت کرده اید؟

بله

خیر

(جواب من:خیر شارژم هدر دادنه حالا واسه فرش سپید شرکت کردم چون فرش سپیده :) )

2.آیا خواننده ی این هفته(فرامرز نوری) را دوست داشتید؟

بله

خیر

(جواب من: بله خیلی خوب خوندن)

مهمان های ویژه ی هفته===>

علیرضا جعفری

عکس علیرضا جعفری+پسر عمویش آیین(پسر امیر جعفری و ریما رامین فر)

بیوگرافی:عليرضا جعفري سال1372به دنيا آمده است و برادرزاده امير جعفري است. اولين تجربه بازيگري او در مجموعه ديوار كاهگلي بود و تا به حال در فيلمهاي مهمان مامان. بازگشت به گذشته و يك دزد و چهاربچه و مجموعههاي جزيره جادويي، لبه تاريكي، آيينه عبرت، متهم گريخت، بچههاي خيابان و ۱۰۱ راه براي ذله كردن پدر و مادرها ايفاي نقش كرده است. بازيگر فيلمهاي بچههاي خيابان و مهمان مامان ضمن اشاره به ترس از سوار شدن به هواپيما گفت: قرار بود براي يك كاري با هواپيما به كشور تركيه سفر كنيم شب قبل از مسافرت چون از پرواز با هواپيما واهمه داشتم اين موضوع را با عمويم امير جعفري در ميان گذاشتم و ايشان مرا از پرواز و اينكه هيچ مشكل پيش نميآيد مطمئن كرد.فردا وقتي كه براي پرواز به فرودگاه رفتيم پرواز كمي تاخير داشت و من كه كمي دلهره داشتم اظهار ناراحتي كردم. بعد از اينكه پرواز شروع شد ترس دوباره به سراغم آمد از شانس بد من هواپيما هم وضعيت خوبي نداشت و بدي آب و هوا هم مزيد بر علت شده بود. تكانهاي شديد و افتادن در چالههاي هوايي جان به لبم كرد و خلاصه بعد از يك و نيم ساعت پرواز به مقصد رسيديم و من دعا كنان از هواپيما پياده شدم و تصميم گرفتم كه ديگر با اين وسيله خطرناك مسافرت نكنم. چون در تمام طول پرواز فكر ميكردم، يا هواپيما سقوط ميكند و يا من از ترس سكته ميكنم و ميميرم.



منبع:سایت جام جم


مانی رهنما

بیوگرافی مانی رهنما  بیوگرافی مانی رهنما

بیوگرافی:

مانی رهنما متولد تیر ماه ۱۳۵۰ خورشیدی، در یک خانواده ۵ نفره، در محله نارمک تهران می‌باشد.

زادروز : ۱۳۵۰

اهل کشور : ایران

سبک‌ها : موسیقی پاپ فارسی

کار(ها) : خواننده، آهنگساز، مدرس آواز

ساز(ها) : پیانو

مدت کار : ۱۳۷۷ تاکنون

 

 

زندگی

مانی رهنما متولد تیر ماه ۱۳۵۰ خورشیدی، در یک خانواده ۵ نفره، در محله نارمک تهران می‌باشد. او از اوان کودکی به صوت و آواز علاقمند بود و از ۱۴ سالگی با خرید یک پیانو، رسماً موسیقی را شروع نمود. تشویق اقوام او باعث شد که آواز را جدی گرفته تا اینکه در مهر ماه سال ۱۳۷۱ به نزد بابک بیات رفت و از همان جا کلید فعالیت هنری جدی خود را زد.

ترانه شناسی

تموم شد ترانه

نام ترانه

ترانه سرا

آهنگساز

تنظیم

نازلی

بابک صحرایی

بابک بیات

بامداد بیات

قاب عکس

بابک صحرایی

بابک بیات

بهرام دهقانیار

گلایه

بابک صحرایی

بهرام دهقانیار

بهرام دهقانیار

زنگی ورومی

اهورا ایمان

بابک بیات

داریوش تقی پور

قهر

اهورا ایمان

بابک رهنما

بابک رهنما

ترانه خون

اهورا ایمان

مهران خلیلی

مهران خلیلی

تموم شد ترانه

اهورا ایمان

بابک بیات

داریوش تقی پور

 

کجا به خنده می‌رسیم

نام ترانه

ترانه سرا

آهنگساز

تنظیم

تحملم کن

بابک صحرایی

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

کجا به خنده می‌رسیم

بابک صحرایی

مانی رهنما

رضا تاجبخش

یه پیانو یه گل سرخ

بابک صحرایی

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

یاد تو

بابک صحرایی

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

خودمو گم کردم

بابک صحرایی

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

زندگی مسخره

نادر بختیاری

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

وداع

یغما گلرویی

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

آیینه وار

مریم اسدی

مانی رهنما

آندره آرزومانیان

 

من و تو

نام ترانه

ترانه سرا

آهنگساز

تنظیم

خونه

بابک صحرایی

مانی رهنما

نیکان

فردا که شد

بابک صحرایی

مانی رهنما

نیکان

نگاهت می‌کنم

بابک صحرایی

مانی رهنما

نیکان

نه، ساده نیست

بابک صحرایی

نیکان

نیکان

چه سلامی

افشین مقدم

مانی رهنما

نیکان

بد آوردم

زهرا عاملی

مانی رهنما

نیکان

من و تو

علیرضا برنجی

مانی رهنما

نیکان

تاوان

سهراب پهلوان

نیکان

نیکان

 

 

در طی ۶ سال رابطه با بابک بیات، اصول خوانندگی را فرا گرفت و در این مقطع سبک صدای خود را نیز پیدا کرد که در سال ۱۳۷۶ و در فیلم “مرسدس” به کارگردانی مسعود کیمیایی این سبک را اجرا نمود. با شعری از ایرج جنتی عطایی با همان نام که البته هیچگاه هم روی فیلم نرفت و اجازه انتشار نگرفت.

در سال ۱۳۷۷ و در اولین جشنواره موسیقی پاپ، موفق به دریافت جایزه بهترین خواننده شد. در سال ۱۳۷۷ آلبوم “مرسدس” و در سال ۱۳۷۸ آلبوم “فصل پرواز” به آهنگسازی بابک بیات و اشعاری از مرحوم شهین حنانه و پیام پارسا را منتشر نمود که آهنگ پرنده از آهنگهای شناخته شده این مجموعه است.در سال ۱۳۷۹ در آلبوم “بغض” دو قطعه را اجرا کرد. آلبومی که به یاد واروژان بود و آهنگسازی تمام قطعاتش از داریوش تقی پور بود و حمید خندان، محمدرضا صادقی و قاسم افشار دیگر خواننده‌های این آلبوم بودند.

در سال ۱۳۸۰ آلبوم “آخرین غزل” به آهنگسازی داریوش تقی پور را منتشر ساخت؛ با اشعاری از مرحوم شهرام دانش، پیام پارسا، محمد آزرم و…

در سال ۱۳۸۲ آلبوم “تموم شد ترانه” به آهنگسازی بابک بیات را روانه بازار نمود با اشعاری از دوستش بابک صحرائی و… که در آن برای اولین بار سبک ترانس را با قطعه‌ای به نام تنهایم (قهر) و با موسیقی پسر عمویش بابک رهنما به جامعه معرفی کرد که بسیار مورد استقبال و از طرفی دیگر انتقاد طرفدارانش قرار گرفت. قطعات نازلی و قاب عکس با موسیقی بابک بیات و ترانه‌های بابک صحرایی از قطعات شناهته شده این آلبوم هستند و بابک بیات در چندین مصاحبه از این دو قطعه به عنوان بهترین ساخته‌هایش در بعد از انقلاب یاد کرد.

مانی رهنما در طی ۱۵ سال گذشته به اجرای کنسرت قطعاتش در تهران، دیگر شهرستانها و خارج از کشور پرداخته است.

مانی رهنما در سال ۱۳۸۹ آلبوم “کجا به خنده می‌رسیم؟” را منتشر کرد. آلبومی پیانویی، با آهنگسازی خودش و تنظیم و نوازندگی آندره آرزومانیان با ترانه‌هایی از بابک صحرایی که از جمله آهنگهای موفق این آلبوم می‌شود به یه پیانو یه گل سرخ، تحملم کن و کجا به خنده می‌رسیم کرد. آلبوم کجا به خنده می‌رسیم به خاطر فضای خاصش و اینکه تمام آهنگهایش فقط با پیانو نوازندگی و اجرا شده‌اند یکی از آلبوم‌های خاص کارنامه هنری مانی رهنما بوده است. “کجا به خنده می‌رسیم” با صدای مانی رهنما و آلبوم “برف” با صدای فرهاد مهراد تنها آلبوم‌های پاپ ایرانی هستند که به صورت پیانویی به انتشار رسیده‌اند.

آلبوم “من و تو” دیگر آلبوم مانی رهنما است که در سال ۱۳۹۱ به انتشار رسید. این آلبوم به نسبت دیگر آلبوم‌های مانی رهنما از نظر موسیقی از فضایی مدرن تر برخوردار بوده و مانی رهنما در این آلبوم قطعاتی با موسیقی الکترونیک هم اجرا کرده است. این آلبوم دارای ۸ قطعه است. آهنگساز تمام آهنگها مانی رهنما بوده و تمام تنظیم‌ها نیز از نیکان است و نیکان دو قطعه را نیز در این آلبوم آهنگسازی کرده است. ۴ ترانه از این مجموعه سروده بابک صحرایی و دیگر ترانه‌ها از زهرا عاملی و… است.

ترانه “فردا که شد” از آلبوم “من و تو” حاشیه‌هایی را برای مانی رهنما و ترانه سرای این قطعه بابک صحرایی به همراه داشته است. مدتی بعد از انتشار این آلبوم چندین سایت خبری از مخالفت برخی گروه‌های سیاسی با این قطعه خبر دادند و به اعتراض به آن پرداختند. بیت‌هایی از ترانه “فردا که شد” به قرار زیر است:

فردا که شد زندگی رو شکل خودت تجربه کن / این بار تو به جای ما آزادی رو ترجمه کن

فردا که شد رویاهاتو درگیر با توفان نکن / راهای رفته ما رو دوباره امتجان نکن

مانی رهنما از سال ۱۳۸۲ تا کنون به تدریس و پرورش هنرجویان مستعد و معرفی آنها در قالب آلبومهائی مثل “دهکده” با صدای کسری و “تعطیل عمومی” با صدای محسن وحیدی و شهای مظفری و مهدی فرجام و غیره پرداخته است.او در سال ۱۳۹۲ ترانه طلای رو سیاه را برای حمایت از حسن روحانی بازخوانی کرد.

آلبوم‌ها

•             مرسدس

•             فصل پرواز

•             امیر

•             اعتراض

•             آخرین غزل

•             بغض

•             تموم شد ترانه

•             کجا به خنده می‌رسیم؟

•             من و تو

بیوگرافی مانی رهنما  بیوگرافی مانی رهنما

بیوگرافی مانی رهنما  بیوگرافی مانی رهنما


  منبع:سایت بیوگرافی ما | biographyema.com


**************************

سوتی های هفته===>

سوتی بزرگ هفته=فاطیما هی به تبلت میگفت لب تاب تا جایی که منم کم کم داشتم اشتباه میکردم:|

سوتی اشکان=(خواهش میکنم یه هفته سوتی نده :))))))) پیامک برنامه رو اشتباه خوند پیامک مربوط به

همون سوال(تاحالا توی بازی پیامکی شرکت کردین؟)اشکان فکرکرد این مال فیلم هاس درصورتیکه فیلمها

توی مسابقه نبودن.(میگم بچه ها هیجان برنامه کم شده اینجوری کاش بازم فیلمها مسابقه ای بشن)


دقت کردین؟===>

دقت کردین هرکی پیامک میداد تاحالا شرکت نکرده بود ولی میخواست توی برنامه شرکت کنه؟

فیلمهای هفته===>

متین عمیدی=فیلم خوبی گرفته بودن فقط یکم تیره و بی حرکت بود و باعث میشد بیننده خسته بشه.

جوری هم ضرب المثل رو بیان کردن که فکرنمیکنم کسی زیاد فهمید یا یادش مونده باشه.ولی درکل فیلمشون

خوب بود موفق باشند.(ضرب المثلی که گفتن چی بود؟)

محسن حسن زاده=بازهم از همون فیلمهای بامزه.و تنها فیلمی بودن که دقیق ضرب المثل رو به تصویر کشیده

بودن.گهی رو به زین گهی زین به پشت(درست میگم؟)

کوثر سنجریان=فیلمهای کوثر جوری ان که انگار اصلا ایده ای نداره و یهو انگار همون لحظه اتفاق میفتن

(البته خب اینطور نیست و از قبل ایده داره)بقول فاطیما صداشم خیلی خوبه.استعداد مجری گری رو داره و

من کاملا با حرف فاطیما مخالفم که فقط باید یک شغل داشت میشه توی چندتا شغل و هنر همزمان موفق

بود.و البته بقول دوستان اون گوسفند بود نه بز کوثرجان :)(البته شایدم بخاطر کمبود امکانات بوده)

بزک نبین بهار میاد خمبزه با خیار میاد.

رویا سادات حسنی=خوب بود.زیاد نظری ندارم همه چیز از خود فیلم مشخص بود.نانش بده نامش مپرس.

سحر حبیبی و زهرا اوقانی=فکرکنم بار اول بود که فیلمشون پخش میشد و خوب بود.

(متاسفانه نه فیلمشون رو یادمه نه ضرب المثلی که گفتن شرمنده م )

ذوق هفته===>

اول که پیامک ملیکا رو توی برنامه خوندن و البته من متوجه نشدم(پیامکت چی بود؟:)}

دوم هم که کوثر و رویا پنجشنبه مهمون برنامه شدن و ما کلی ذوق کردیم.

چون همه مون لحظه شماری میکردیم که اونا برن برنامه.

و خوبه که دوستاشون رو هم فراموش نکردن.

کوثر و رویا خیلی دوستتون دارم.

برندگان تبلت===>

دوتا از دختران=مریم غلامی-محبوبه عزت پناه(که جاش نیلوفر خسروی دوستش اومده بود)

دوتا از پسران=علی زارعی-محمد صفری(جای دخترداییش یا دختر عموش فکرکنم اومده بود)

شیطنت هفته===>

مشخصه دیگه کیوان D:

برداشته تبلت ها رو بخشش میکنه D: البته قصدش از این کار تیکه پروندن به دوستانی بود که جای برنده ی

مسابقه اومده بودن.بعلهD:

*********

خانمی هم پیامک داده بودن که بااینکه امتیاز خودشون کم بوده

برنده شدن اما دخترشون که امتیازشون زیاد بوده برنده نشده(اسمش فائزه فیضی)

این یعنی امیدی هست.

****************

بچه ها میدونم پست این دفعه زیاد خوب نبود نقص زیادی داشت.

بذارین به حساب حال بد من :(

خیلی معذرت میخوام.

بازم پیشتون میام.

فرش دلتون سپید

یاحق


اين مطلب در پنجشنبه هفتم آذر 1392 و در ساعت 19:50 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام فرش سپیدی هااا
من باز اومدم با مصاحبه ای دیگه.
دیگه زیاد حرف نمیزنم بریم سراغ مصاحبه.
این شما و این هم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مصاحبه  با "بیتا بهرامی"


بیوگرافی؟

بیتابهرامی هستم متولد نیمه اذر 74..تولدم نزدیکهههههههههههه هااااااااااااا:))

ازکی با فرش سپید آشنا شدی؟

از اول ابتدا .من برنامه دوستان رو بااین گروه میدیدم ازشبکه جام جم وقتی دوستان تموم شد خیلی ناراحت بودم به برنامه به گروه عادت کرده بودم ازطریق وب آوا با بچه ها درارتباط بودم که متوجه شدم قراره همون گروه یه برنامه داشته باشن واسه شبکه 2ازهمون روزاول دیدم کلا پیشکسوتم.

{جناب پیشکسوت عزیزی :)}

تاحالا به برنامه فیلم فرستادی؟

نوچ اصولا فقط بییننده هستم ترجیح میدم حضورفعال داشته باشم از طریق سایت وبلاک پیامک یا هرچی ولی تمایلی برای فیلم فرستادن ندارم .عرصه رو واسه جوونا باز گزاشتم :))

کدوم مجری فرش سپید روبیشتردوست داری ؟

همه مجریهای فرش سپید خوبن همشون مکمل همدیگه ن من برنامه رو بخاطر فضای کلی صمیمیت وصداقتی که داره میبینم واین نتیجه تلاش یک گروه و هرسه مجریهاست .

بهترین دوستت کیه وبهترین خصوصیتش چیه؟

دوست خوب زیاد دارم ولی مریم ومژده صمیمی ترین دوستام هستن .بهترین خصوصیتشون فک کنم صداقت باشه .

الگوی تو در زندگی؟

الگوی خاصی ندارم سعی میکنم خودم باشم و ویژگی خوب دیگران رو هم درخودم تقویت کنم .

آخرین باری که گریه کردی؟

آخرین بار فک کنم با فیلم بود آخه من بافیلمای احساسی ودرام گریه میکنم اونم نه گریه ها گرییییییییییییهههههههههه .یکی باید منو جمع کنه از جلو تلویزیون یا کامپیوتر وقتی فیلم احساسی میبینم .

اهل شلوغی هستی یا تنهایی؟

بسته به زمان هم تنهایی رو دوست دارم هم شلوغی ولی آدمیم که کلا روابط عمومی بالایی دارم وجمع رو به دست میگیرم ولی خوب تنهایی روهم خیلی دوست دارم کلا بچه های دهه 70یه کوچولو انزوا گرا ترن دلایل مختلفی هم داره شاید یکی از دلایلش همین رسانه های مجازی باشه .الان یکی نیست به من بگه چرا بحث کارشناسی میکنی اخه کسی ازتو کارشناسی خواست اصن داریم ...جواب سوال مردم رو  بده .معظمه یه اقدامی کن :))

{من چه اقدامی کنم آخر؟D:}
استعدادت چیه؟

توهمه چی مثلا خوردن خوابیدن اینترنت  موسیقی گوش کردن این خیلی مهم که من بچه بااستعدادیم  ینی اصن من نرم رو فرش سپید کی بره ؟؟؟؟؟من فعلا میدونم تنها استعدادم درس خوندن البته فعلا .

چیشد وبلاگ زدی؟

آهان رسیدیم به بحث شیرین وبلاگ .گفتم که برنامه دوستان رو دنبال میکردم دوس داشتم باشروع فرش سپیداحساس کردم کم لطفی وبلاگ نزنم واز برنامه تبلیغ نکنم هفته دوم سوم برنامه بود دومین وبلاگ هواداری برنامرو تاسیس کردم خیلی هم وبمو دوست دارم .

{به به :)}

بزرگترین ارزو؟

فعلا که قبولی کنکور.فک کن کنکور چیه که شده ارزو جونای ملت .

رنگ مورد علاقه؟

قرمز .صورتی .آبی اسمونی

{به شدت با آبی آسمونی موافقمD:}
چجوری با آوا معاضدی اشنا شدی؟

ازطیق برنامه دوستان بعدمدتی که دوستان رو میدیدم اسم برنامه رو سرچ کردم وب آوا رو دیدم  کم کم با آوا وبچه های دوستان آشناشدم وباهم دوست شدیم وهستیم.
چندتا بچه هستین؟

2تاخواهر دارم یکی بزرگتر که ازدواج کرده ویکی کوچیکتر .

رشته تحصیلی وشغل اینده؟

رشتم علوم انسانی خیلی رشتم دوس دارم حتی بخاطرش مدرسمو عوض کردم شغل آیندم روانشناس یا خانم معلم شایدم مشاغل دیگه.

{ایشالا...}


فرش سپید توی زندگیت تاثیر داشته؟

قطعا مگه میشه نداشته باشه هر روزش حداقل یه نکته به دانسته هام اضافه کرده. 

شده خیلی نا امید بشی؟

نمیدونم شایدشده باشه ولی کلا آدم خیلی امیدواری هستم  آخرین چیزی که از دست میدم امید به زندگی وآینده س کلا هم خیلی امیدوارم وهم مثبت نگر.

بیتا در یک جمله؟

ای جانم یه دختری اصلا فوق العاده هرچی بگم کم گفتم ضمن اینکه این دختر با مقدار تعریفی که از خودش میکنه قطعا دارای اعتماد بنفس کاذب (مدیونید اگه فک کنید خودمو میگمااااا):))

قبل از فرش سپید درگیریت چی بود؟

درگیری نداریم ما اصن دوشواری نداریم ...درگیری اگه منظورت برنامه س که دوستان بود به قول فیروزه اشرفی سطح دغدغمون بود برنامه دوستان.

غذای مورد علاقت ؟

به به خوشمزه من عاشق قورمه سبزی.فسنجون.پیتزا .واستسناعا آش رشته هم خیلی دوس میدارم .

{استسناعا درستش چجوریه دوستان؟
بیتا من و تو مثلا ادبیاتی هستیماD:
}
یه خاطره جالب؟

خاطره از چی از برنامه ازمدرسه از چی بگم اخه :یادمi واسه برنامه دوستان ایمیل فرستادم بعد تازه ویندوز عوض کرده بودم اونم ویندوز 8بعد رنگ فونتمو تغییر دادم که مثلاراحت تر بخونن بعد رنگ بعدی معلوم نبود همینطوری روی یکی ازرنگها کلیک کردم ازدست برقضا اون روز ایمیلمم خوندن کیوان ساکت اف ایمیل میخوند دوربین اومد رو کیوان بعد ایشون گفت بافونت زرد مینویسید آدم نمیتونه بخونه داشتم با خودم زمزمه میکردم که کیه که با فونت زرد نوشت با کلی تعجب کیوان شروع کرد به خوندن ایمیل دیدم متن ایمیل خودمه اسممو خوند من از خجالت وتعجب وبدشانسی اصن یه شکلی شده بودم دیدنی.

میتونی یه مطلب طنز تعریف کنی ؟

مامانم:
پاشو بیا شام بخور
-نمی خورم ...
مامانم : باشه نخور !
دودقیقه بعد : نخور ببینم کجا رو میگیری !
سه دقیقه بعد : نخور فشارت بیفته ضعف کنی !
چار دقیقه بعد : نخور از گشنگی بمیري الهي ..شکل اسکلت شدی بس غذا نمیخوری 
ینی محبت مادرانه تاکجااااااا .اینو یه خوندم جالب بود واسم.


بهترین تفریح برای تو؟

اااااا فیلم دیدن سینما .گردش دورهمی حالا یا باخانواده یا دوستان.
دوست داری از چه کسایی تشکر کنی؟

سوال کلیشه ای جوابشم کلیشه ای ولی واقعیت تنها کسانی که تمام زندگیموبهشون مدیونم پدر مادرم اول خدا بعد مامان بابام.

بهترین هدیه ای که گرفتی؟

هدیه زیاد گرفتم ولی یه بار ازمامانم یه خرس شاسخین گرفتم که بینهایت دوسش دارم شاید ارزش مادیش کمتر هدیه های دیگم بود ولی من بیشترازهمه دوسش دارم .

بچگی هات شیطون بودی یا آروم؟

اروم تر ازالان بودم الان خیلی شیطون ترم .

ورزش های موردعلاقت چیه؟

فوتبال ووالیبال .

دنیا در یک جمله؟

دنیا قشنگه بسته به دیدگاه ادما اگه منتظرباشی تا یک اتفاق خارق العاده بیفته تازندگیت قشنگ بشه هیچوقت نمیتونی دنیارو زیبا ببینی خیلی چیزایه اطراف ما قشنگه باید توجه کنیم .دفترخاطرات داری اگه ؟آره چه شکلیه؟

اره دارم یه دفتر خاطرات روزانه دارم که البته الان چیزی نمینویسم یه دفتر خاطرات کلی دارم که یه قلب صورتی روشه .

اهل مطالعه هستی؟در چه زمینه ای؟

اره خیلی کتاب خوندنو دوست دارم بیشتر رمان ومطالعاتم بیشتر در زمینه های ادبی
 

بهترین فیلمی که دیدی؟فیلم خوب زیاد دیدم بهترینش دلشکسته بود .

بهترین کتابی که خوندی؟

خیلی سوال سخت وکلی.رمان یاسمین  ازنظرمن فوق العاده بود .رمان قرار نبود عااالییییییییی بود

یکی دوخط دلی برامون بنویس؟


اوه اوه .میخوام خطاب به دوستای نوجونم بگم روزای خوب وقشنگ نوجوونیشون رو الکی خراب نکنن خیلی روزای خوبی من به شخصه خیلی دوسش دارم.واینکه منتظر اتفاقای بزرگ برای خوشحالی نباشن خیلی چیزای ساده تو زندگی ماهستن که به خاطر تکرار به چشم نمیان بیشتر به اطرافمون توجه کنیم وقدر داشته هامون رو بدونیم

کارتون کودکیت که خیلی باهاش خاطره داری؟

تام وجری هنوزم دوسش دارم ان شرلی هم خوب بود .

آخرین آهنگی که گوش کردی چی بود؟

ازمنی که24اهنگ گوش میکنم خیلی سخته بپرسی اخرین اهنگ چی بوده .اهنگی که الان دارم گوش میدم اهنگ برای بارون مازیار فلاحی .

انگیزت بر ای ادامه زندگی؟چه انگیزه ای بالاتر از اینکه خدایی دارم که همیشه هواموداره.خانواده ای که همیشه حامیم هستن دوستایی که دوسم دارن .تن سالمی که دارم انگیزم برای زندگی خیلی زیاده .

یکی از خواب های جالبت رو تعریف کن ؟

اصولا زیاد خواب نمیبینم .ولی ازاین مدل خوابایی که فک میکنم الان لباس پوشیدم امادم واسه مدرسه پس میتونم بیشتر بخوابم زیاد دیدم ینی معظمه از خواب میپری میبینی همش خواب بود نابودمیشی باید تجربه کنی بفهمی چی میگم :))

{میفهمم تجربه کردمD:}
تاحالا چه شهرایی رفتی؟زیاد سفر نرفتم .مشهد .کرمانشاه .ساوه .تهران .کرج .شمال .چنوب (اهواز وقسمتهای جنگی).مریوان

{فدات شم اینا زیاد نیس یعنی؟!!!!!من باشم چی بگم پس؟!}
وقتی عصبانی میشی چکار میکنی ؟

بعضی وقتا سعی میکنم کظم غیظ کنم بعضیی وقتا به ندرت .خیلی وقتا جیغ وداد میکنم تا خالی شم ...هوای خودتونو داشته باشین ممکنه یه زمانی هم یه چیزایی پرت کنم (اخری شوخی کردم ؟؟)پرسپولیسی یا استقلالی؟

پرسپلییییییییییییییییییییییییییییییییییییم هزااااااااااااااار اتیشه وای به حالت اگه بگی استقلال معظمه جان :))به هرحال ما اول جدولیاااااااااااااااا ای بابا چی بگم انچه عیان است چه حاجت به بیان است:))))))

{استقلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال:))}

نظرتو راجب کلمات زیر بگو
مسعود ساکت اف:بهترین تهیه کننده کسی که انصافا تلاش میکنه برنامه ای درخور شان مخاطب ارائه بده دلسوزانه عمل میکنه.
کیوان ساکت اف :یه مجری خوب اگرنباشه قطعا جای خالیش حس میشه تو برنامه.زیادی تو برنامه غیبت میکنه .
اشکان خیل نژاد: یه مجری خوب که اگه نباشه قطعا جای خالیش حس میشه .زیاد تپق میزنه.
 
فاطیما بهارمست: یه مجری خوب که اگه نباشه قطعا جای خالیش حس میشه.زیادی دستشو تکون میده .
معظمه حاج غنی: بع یه دختر ماه یه شاعر خوب یه نویسنده عالی خیلی دوسش دارممممممم.

{فدای شما اختیار داری:)}
مامان: عشقمممممممممممممممم.
بابا:عمررررررررررررررررم .
خواهر: قلببببببببببببببببممممممممم.
برادر: ندارم دوستم ندارم برادر داشته باشم نمیدونم چرا.
 
داستان:سرگذشت زندگی .پند واندرز.
 شعر: خیلی خوبه خوندنش بهم ارامش میده .
بازیگری :شغل خوبیه درمعرض دیدی .تحسین میشی هیچکسم نیست که تحسین شدن رو دوست نداشته باشه.
 
فیلم:خیلی خوبه  تقریبا مثل داستان اغلب سرگذشت .خیلی وقتا نکاتی رو یادمیگیری که توی هیچ مدرسه ودانشگاهی بهت یاد نمیدن. 
عشق :عشق فقط یک کلام حسین(ع)بالحن محمود کریمی بخونید.خیلی به عشقای امروزی که با یه اس ام اس عاشق میشن و با یه اس ام اس فارغ اعتقادی ندارم اصن قبولش ندارم این کارا یعنی تباه کردن زندگی .
زندگی:زندگی اب روانیست روان میگذرد انچه تقدیر من وتوست همان میگذرد .
دریا: ارااااااااااامش مطلق .
سیگار:ازش متنفرم خیلی بد .
اب:مایه حیات نباش دنیا نابود .
خدا: آخر آرامش ته صبر اسمش وجود آدمو لبالب ازارامش میکنه .
ازدواج :خوبه اما به موقع وبه جا با انتخاب درست .
نماز: انرژی مثبت .
کلبه کوچک :یه جای دنج .
دوست: خیلی خوبه ادم توزندگیش خیلی به داشتن دوست نیازمند یه چیزایی تو زندگی هست که فقط میشه به دوست گفت .
خونه ی مادربزرگ پدربزرگ :یه حس نوستالژی کودکی .
فرش سپید: یه دونس واسه نمونس .
فرش سپیدی های اصیل :بچه های بامعرفت همشونو دوس دارم بدون اغراق .
آوا معاضدی :یه دوست خوب مجازی روزا وشبای خوبی داشتم با اوا وبچه های دوستانی.

حرف آخر :حرف اخر اینکه اگه سایت خراب نمیشد چقدر خوب بود من به نصف سوالا اونجا جواب دادم والان مجددا نوشتم والان ساعت 2/45دقیقه نصفه شب وانشگتای من تاول زد .درکل مرسی از معظمه عزیز ودوستای خوب فرش سپیدی همتونو دوووووووووووووووووس دارم زیاد .
و در آخر با سپاس از بیتای عزیزم.

ممنونم که در این مصاحبه شرکت کردی.

و خیلی هم اذیت شدی چون بخاطر خرابی سایت مجبور شدی دوبار به سوالات جواب بدی :)

امیدوارم تنت سلامت و دلت شاد و لبات خندون و موفق باشی.


اين مطلب در دوشنبه چهارم آذر 1392 و در ساعت 12:47 نوشته شده است
موضوعات مرتبط: مصاحبه با بیتا بهرامی

نويسنده : معظمه حاج غنی |
به نام خدای رنگها

سلام فرش سپیدی هااا

فرش دلتون یکرنگ سپید

و زندگیتون شاد و رنگارنگ

من معظمه حاج غنی هستم وبلاگ نویس ویژه ی فرش سپید(باز جو منو گرفت)D:

من کوچیک شمام :)

جدید هفته===>

خوشحالم که قالب جدید مورد پسندتون بوده.

تشکر هفته===>

باید از آقای نوید عاملی  خیلی تشکر کنم که این قالب دست پخت ایشونه.

بسیار هم در کارشون حرفه ای هستن.

معذرت هفته===>

بچه ها ببخشید که اینقدر مصاحبه همش به تاخیر میفته.

خب تقصیر سایته دیگه خراب شد و کار ما رو ریخت به هم.

حالا دارم از یه طریق دیگه مصاحبه رو انجام میدم که ایشالا بزودی آماده میشه.

راستی یاسی مصاحبه تو چجوری انجام بدم؟ایمیل داری؟

اعتراض هفته===>

باز که سایت خراب است

نقشه هایمان برآب است

کلی کار داشتیم درآن

کلی یار داشتیم درآن

تنها راه ارتباطی ما با بچه ها و برنامه

دوستی هایی به شیرینی عسل و خامه

دست به یک حرکت اعتراضی زدیم

ناله کردیم و نعره ها سر دادیم

نه جوابی نه کسی پاسخ داد

انگار که مرا اصلا مادر نزاد

اگه سایت باز نشه

دلم راضی نمیشه

ما سایت میخواییم

ما سایت میخواییم

اصلا کوتاه نمیاییم

باتشکر از شما

یک طرفدار شما

سوگ نامه ی هفته===>

بدینوسیله درگذشت زودهنگام و ناکام سایت مذبور را به تمام شما فرشیان تسلیت میدارم.

و از شما کمال صبر را خواستارم.شب و روز دعا نمایید تا شاید به ما عنایتی شد و سایت درست گردید.

باشد که خشنود شویم.

جمعی از فرش سپیدی دوستان

حضور غیاب هفته===>

کیوان؟پنجشنبه غایب

اشکان؟حاضر

فاطیما؟حاضر

سوتی های هفته===>

اول فاطیما=نمیدونم چیشد زبونش گرفت.بجای اینکه بگه آقای ساکت گفت آقای شاکتD:

دوم اشکان=جای محسن شهباز گفت محسن حسن زاده(حالا خوبه نگفت محسن یگانه)D:

بازم میگم اشتباهه دیگه پیش میاد :)

سوپرایز هفته===>

قضیه مسابقه و جایزه و شارژ و تبلت و... به به(آقا اون تبلته بدجور چشم منو گرفته)D:

نوش جون هرکی که برنده بشه :)

اطلاعیه ی هفته===>

آقای مسعود ساکت اف در رابطه با همین مسابقات کامنتی برای من گذاشتن

که وظیفه ی خودم دونستم بهتون اطلاع بدم.(شاید به خودتون هم داده باشن)

متن پیام:

سلام .درباره مسایقه ی هفته ی آینده لازم است یادآوری کنم که دومسابقه ی کاملا مجزاداریم اولی همان مسابقه ی همیشگی است که ارسال فیلم ورای مخاطبان است باموضوع ضرب المثل وبرگزیدگان پنجشنبه مهمان برنامه می باشند.اما اتفاق جدیدیک مسابقه ی پیامکی است که از طریق ارسال پیامک وشرکت دریک بازی پیامکی وکسب امتیازدرهر برنامه قرعه کشی می شود واسامی 5 نفر به عنوان برنده در هربرنامه اعلام می شود که روز بعد به برنامه می آیند وجایزه ی خود رادریافت می کنند اما مهمان برنامه نمی باشند ولی جایزه های ویژه ای دریافت می کنند که شامل 5عدد تبلت درهرروز وعملا 15تبلت درمجموع 3 روزبرنامه خواهد بود والبته تعداد زیادی شارژ ایرانسل 20000تومانی هم به قیدقرعه به مخاطبان داده می شود.نکته ای که مناسب است شما دروبلاگ خود به آن اشاره کنید این است که این مسابقه فعلا دراین مرحله فقط مخصوص مشترکین ایرانسل می باشد ولی در صورتی که با استقبال مخاطبان همراه شودبرای همراه اول هم راه اندازی می شود.

مسعود ساکت اف جمعه 1آذر   ساعت 21:00

سوالات هفته===>

1.تا بحال دسته جمعی یا با مدرسه به سینما رفته اید؟

- بله

- خیر

(جواب من: خیر)

2.آیا در انتخاب لباس میشود به مد توجه نکرد؟

- بله

- خیر

(جواب من: خیر چون نمیشه لباس 90سال پیش رو بپوشیم که یا حتی 50سال پیش باید لباس مطابق عرف

جامعه باشه)

3.غذای موردعلاقه ی شما چیست؟

(جواب من: آبگوشت-قرمه سبزی-لازانیا)

4.خواننده ی این هفته رو دوست داشتین؟

- بله

- خیر

(بله صد در صد)

فیلمهای هفته===>

لیلا اخباری=هر هفته فیلمهاش زیباتر میشن و بیشتر پیشرفت میکنن.فیلمهای زنده انگار که همون لحظه که

میبینیم دارن اتفاق میفتن.

محمدمهدی کرباسیون=توی داستان فیلمشون خیلی خلاقیت به کار برده بودن و خیلی خوب حس رو نشون

دادن.اون نوازش کشیدن روی سر پسر بدجور دلمو لرزوند.

فیروزه اشرفی=بازم یک گزارش خوشمزه.معرکه بود.درسته سایت خرابه و گروه فلفل نمکی رو نمیبینیم

اما فیروزه توی گزارش هاش جبران نبود گروهش رو میکنه.کیکها و شیرینی های خوشمزه بدجور دلتون

آب رفته نه؟D:

(بابای منم قناده هاااااا)D:

محسن حسن زاده=ایشون جدیدا زدن توی کارهای چارلی چاپلینی.الحق خیلی هم کارشون خوبه.

خیلی بامزه س فیلمهاشون منکه کلی میخندم.اینهمه نشستن و غذا درست کرردن آخرش بد دراومد و

زنگ زدن احتمالا پیتزا سفارش دادنD:

********

سه شنبه به موضوع سینما و فیلم تنهای تنهای تنها پرداخته شد که خیلی هم خوب توی جشنواره فیلم فجر

درخشید.

دست اندرکاران فیلم:

کارگردان: احسان عبدی‌پور(مهمون برنامه بودن که خیلی هم خوب درباره ی فیلمشون و سینمای نوجوان صحبت

کردن)

تهیه‌کننده: ادریس عبدی‌پور

فیلمنامه‌نویس: احسان عبدی‌پور
مدیر فیلمبرداری: ساعد نیک‌ذات
صدابردار: مهران ملکوتی
چهره‌پرداز: جلال امیری‌مرند
طراح صحنه و لباس: نیلوفر فولادی
تدوین: بهرام دهقانی
صداگذاری: مهران ملکوتی
موسیقی: فردین خلعتبری
جلوه‌های ویژه بصری: جواد مطوری
عکاس: نواب موسوی

خلاصه داستان:

رنجرو که در محله‌ای اطراف نیروگاه اتمی زندگی می‌کند با «اولگ» پسر روسی رفیق می‌شود. جهان دستخوش اتفاقاتی است و جریان دوستی این دو حکایت جداگانه‌ای.

بازیگران:

میثم فرهومند(مهمون برنامه بودن خیلی صاف و صادق و دوست داشتنی و بامزه بودن)

آرمن هوانسیان(بازیگر نوجوان روسی فیلم)

آنا پانوسیان

عباس باک

تیگران الکسانیان

برای اطلاعات بیشتر به سایت فیلم مراجعه کنید:

http://www.tanhamovie.ir/

اینم خبری که باشگاه خبرنگاران از حضور کارگردان و بازیگر فیلم به برنامه فرش سپید اعلام کردند:

کلیک کنید

*************

میرسیم به بخش طنز فرش سپیدی===>

که میدونم خیلی هم خاطرخواه دارهD:

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

کیوان به مامانش ميگه من ميرم کارواش،
مامانش ميگه ماشينم ميبري؟
ميگه پ نه پ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم ...

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

اشکان رفته واسه ثبت نام رانندگی زنه میگه واسه آموزش اومدین !؟؟!! اشکان میگه پ نه پ پول میدم که منو سوار ماشینتون کنین بشینم رو پای راننده قان قان کنم !!!!

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

فاطیما با گل رفته بيمارستان
نگهبان ميگه گل براي مريضتون آوردين
  فاطیما میگه پ نه پ اومدم خواستگاري تو با اين سيبيلات... ..

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin
کیوان رفته مرکز اهدای خون دختره بهش میگه اومدین خون بدین؟ کیوان میگه پ نه پ خوناشامم اومدم یه 4لیتری خون بگیرم شب دور هم با بچه ها شب نشینی داریم

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

کامپیوتر اشکان یه ویروس گرفته بود رفته کلی پول آنتی ویروس اورجینال داده بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
اشکان:پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin
اشکان : سلام کیوان خوبی ؟

کیوان : سلام ،شما ؟

اشکان :اشکانم . کیوان : اٍ

  کیوان:اشکان تویی ؟

اشکان : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

کیوان از بالا در داره میاد تو خونه باباش از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ کیوان میگه:پـــ نــه پــــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

سوسکه بدلیل سوء هاضمه دمر افتاده پوکیده!اشکان  به کیوان میگه: مرده؟ کیوان می گه : په نه په داره دراز نشست میره چربیا شیکمشو اب کنه!

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

امیدوارم خنده به لبتون اومده باشهD:

صرفا جهت خنده بود :)

**************

موضوع چهارشنبه مد بود.اینکه با مد همراه باشی خوبه اما به حدش.

در این رابطه مقاله ای رو پیدا کردم که براتون در زیر میذارم خوندنش خالی از لطف نیست:)

منبع: سایت بیتوته

نوجوان قربانی مد

همواره عده ای اسیر «مد» و یا بهتر بگوییم «قربانی» آن می شوند، به راستی قربانی مد چه شخصیتی داشته و از تیپ زدن چه نیتی دارد؟ «کارین الدور» که خبرنگار بخش مد است می گوید:قربانی مد به فردی اتلاق می شود که در یک زمان معین تمام لباس های جدید و مارک دار را به تن می کند و خود را مانند مانکن های ویترین ها و مغازه ها می کند. این فرد بیشتر مانند یک دلقک است تا یک شیک پوش مد روز!

 

یکی از طراحان لباس از قربانی لباس این گونه یاد می کند: کسی که لباس های مارک دار به تن کند، هنگام خرید بیش از اندازه وسواس به خرج می دهد و از آن جا که فقط درپی پوشیدن «آخرین مد» است فراموش می کند که لباس مناسب او هست یا خیر. عده ای هم معتقدند قربانی و اسیر مد صرفا لباس های روز و پشت ویترین را می پوشد و بسیاری مواقع هم قیافه مسخره ای پیدا می کند.

 

گروهی پا را از این حد فراتر گذاشته و در ذم تیپ روز می گویند اسیر مد تمام لباس هایی را که از سوی طراحان مطرح پیشنهاد می شود خریده و آن ها را ناشیانه باهم ادغام می کند و همین موضوع سبب می شود که گاه تیپ وحشتناکی پیدا کند نه ظاهری زیبا! یک قربانی مد می کوشد که زیبا به نظر بیاید و برای او فرقی نمی کند که لباس های ۵۰ هزار تومانی بپوشد یا ۵۰۰ هزار تومانی.

 

خوش تیپ به نظر رسیدن به معنای هر لباسی را به تن کردن نیست و حتی به نوع لباس هایی که می پوشید هم بستگی ندارد بلکه باید شیوه درست لباس پوشیدن را آموخت. چنان چه بخواهیم شرایط کسی را که اسیر مد شده بدتر کنیم می توانیم به راحتی بگوییم که او زیر فشارهای دیگران از پا درخواهد آمد.

 

برای نمونه فردی را در یک برنامه تلویزیونی می بیند و شیفته لباس های او می شود و در همان لحظه احساس می کند که باید برود و همان شلوار جین، ژاکت خلبانی و کفش های نوک تیز پوست ماری را بخرد، چرا؟ فقط به این دلیل که آن ها بر تن آن فرد واقعا جذاب به نظر می رسند و یا حتی هنگام خرید ممکن است فروشنده به او بگوید که «تن خوری» این لباس عالی است و این آخرین مد کت و شلوار است.

 


● بکوشیم خودمان باشیم


تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت این را سعدی شاعر می گوید بنابراین لباسی را به تن کنیم که فکر می کنیم برازنده مااست، نه لباسی که سایرین تصور می کنند، مد است. ما همواره در ذهنمان نوع پوشش مان را با دیگران مقایسه می کنیم اما بهتر است حین تصمیم گیری بیشتر به سلیقه خودمان احترام بگذاریم. طراحان با انصاف می گویند بهتر است با شروع هر فصل چند دست لباس جدید بخرید و آن ها را با لباس های دیگری که در کمد آویزان کرده اید ادغام کنید. در این صورت لباس هایتان نه صرفا مارک دار است و نه از مد افتاده!

 

 

● مطیع مدل های مجلات نباشیم


بهتر است ظاهرتان را براساس آنچه در تلویزیون یا مجلات می بینید تغییر ندهید. افراد معروف فقط برای جلب توجه لباس های عجیب و زرق و برق دار به تن می کنند و نحوه لباس پوشیدنشان مناسب زندگی روزمره نیست. به گفته یک طراح گاهی می توان پشت به آینه کرد و راحت تر زندگی کرد

********************

و اما موضوع پنجشنبه.

آشپزی که عشششششق منه.

چقدر هم دل من و فرش سپید به هم راه داره.

همین هفته رفتم کلاس آشپزی :))

اینم چندتا مطلب درباره آشپزی:

رشته آشپزی

آشپزی رشته دانشگاهی شد

معرفی چند سایت آشپزی:

http://www.ashpazonline.com/

http://www.dastpokht.ir/

http://www.cookery.ir

http://sanazsania.ir/

http://shamchidarim.com/

حاشیه های هفته===>

خدایی اشکان خیل نژاد خیلی بهش عینک میاد فقط من نمیدونم عینکش طبیه یا تزئینی.

چهارشنبه کیوان خیلی بد لباس پوشیده بود و اصلا بهش نمیومد.

و اینکه خیلی اشکان پیراهن و شلوارش به هم میومدن با عینکش اون کت هم خودِ آقای طراح داده بود بپوشه.

خیلی ناراحت شد از این حرف کیوان.آقای کیوان ساکت اف لطفا اینقدر دل مجری محبوب و مردمی ما رو

نشکنید.تا توانید دل به دست بیارید دل شکستن هنر نمیباشد.

این یعنی چی که مهمون آشپز برنامه گفت صددرصد سرآشپزهای حرفه ای همه مرد هستن؟:|

خانوما هم خیلی خوبن حتی بهترن یکیش خودمsmug

یعنی چی که فاطیما گفت قرمه سبزی دوست نداره؟؟؟؟؟:|قرمه سبزی عشق من استlove struck

خواننده این هفته مون چقدر مثل محسن یگانه بود صداش نه؟؟:))

*******************

شعر هفته===>

داداش بزرگه مون مسعود ساکت اف تهیه کننده س

خیلی هم ایشون تو کارشون برازنده س

داداش کوچیکه مون ساکت اف نامی هست کیوان

خیلی هم هستن توی کارشون کاردان

عموی محبوبمون اشکان خیل نژاد

که خیلی دوستشون داریم زیاد

آبجی مون فاطیما بهارمست

مجری توانای برنامه ست


ناگفته نماند واسه تک تک اسمای شما هم شعرگفتم که توی پستهای آینده میذارمlove struck

سوال وبلاگ:

بنظرشماهر کدام از شخصیتهای زیر چه رنگی است؟

1.مسعود ساکت اف:

2.کیوان ساکت اف:

3.اشکان خیل نژاد:

4.فاطیما بهارمست:

(جواب بدین.نظر خودمم توی پست بعدی میگم)


***********

حرف آخر===>

خیلی امروز طولانی شد ببخشید.

امیدوارم پست امروز موردقبولتون باشه و استفاده برده باشین.

میسپارمتون به یزدان پاک

نشی تو هرگز غمناک

یاحق


اين مطلب در جمعه یکم آذر 1392 و در ساعت 21:32 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

اگـــه داری یـــک ایــده

چاره ش فرش سپیده

سریع یک فیلم میسازی

مـــواظـــب بــاش نـبازی

یــک فیلم خوب و عـالی

ببیـن که درچــه حـــالی

فیلمو میفرستی فرش سپید

وقــتــی شـــدی تــو کانــدـید

اگر کــه رای آوردی

تو مسابقه رو بردی

بعد دعوت میشی به برنامـه

با یه زنگ یا پیامک و رایانامه

وقتی به برنامه میرید

ما رو از یــاد نــبــریــد

اگه فیلمت خوب باشه

منــم بهــت رای مـیدم

بــهتــر از فـرش سپـید

بـرنـــامــه ای نــدیــدم


اینم شعر جدیدم برای برنامه :)

اسمشم خودتون بذارین :))


و من خیلی خوشحالم چون "زهرا سوری" اومده بود وبلاگم و نظرگذاشته بود.

(شما  ندیدین چون خصوصی داده بود)

حالا نمیدونم چطوری پیدام کرده ولی خیلی ازش ممنونم.

درضمن توی رای گیری هم شرکت کرد:)

گفتم رای گیری....میخوایین نتایج رو ببینین؟

میدونم دل توی دلتون نیسD:

این شما و این هم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

نتایج:

8.مـــــلــیــکـا : 5

7.صـــــــــدف : 8

6.ســـرونـاز : 10

5.کـــیــانــا : 12

4.فــــیروزه : 13

3.فـــاطمه : 13

2.پـــرنــیــا : 13

1.یاسمین : 15


درنتیجه یاسمین نفر بعدیه که باهاش مصاحبه میکنم

البته بعد از این مصاحبه ای که بعدا میذارم.

****************

این دو هفته برنامه رو ندیدم اما مطمئنم:

*اشکان* تا دلش خواسته سوتی داده

*کیوان* تا دلش خواسته ضایع بازی درآورده

*فاطیما* تا دلش خواسته دستهاشو تکون تکون داده

کلا ندیده غیب گفتمD:

راستی وب فرناز جون هم برین تازه باز شده ولی مطمئنم کم کم خوب میشه ;)

http://www.sepid75.blogfa.com/

حرف آخر===>

فرش سپید بگیر که دوباره اومدمD:

باز از این هفته گیر دادنام شروع میشهD:

یاحق

فرش دلتون سپید

خدانگهدار :)


اين مطلب در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 و در ساعت 11:49 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

دیروز کلی خدارو شکر کردم

بخاطر چی؟؟؟؟؟؟؟؟

خب معلومه

بخاطر داشتن دوستای خوبی مثل شما :)

شما که هیچوقت منو تنها نمیذارین :)

عاشقتونم.


یاسی یه پیشنهاد خوشکل داد که منم خوشم اومد.

شمام پیشنهادی واسه این وبلاگ دارین دریغ نکنیاااااا

مشخصه دیگه عنوانش اینه"مآ و فرش سپید"

یعنی من+شما+فرش سپید

این وبلاگ مال همه مونه.

پیشنهاد یاسی این بود که واسه سری بعد مصاحبه شما انتخاب کنین من با کی مصاحبه کنم.

البته شرمنده این سری رو خودم مشخص کردم و مصاحبه شم درحال انجامه.

سری بعد مالِ شما ;)

1)فیروزه اشرفی

2)کیانا امیرسیافی

3)فاطمه نظری زاده

4)سروناز نظری

5)صدف موذنی

6)زهرا وحیدی فر(پرنیا)

7)یاسمین باقری

8)ملیکا خسروی


میتونین به چهار نفر رای بدین.(غیر از اسم خودتون)

هرکی بیشتر رای آورد مصاحبه بعدی با اونه :)


رای هاتون رو بصورت خصوصی و جدا از نظرتون درباره وبلاگ بذارین.

(درضمن میتونین واسه مصاحبه سوال هم طرح کنین)


یاسی خبر کردن بچه ها هم با خودت باشه؟ :)


دلت شبیه محرم،شبیه عاشوراستــــ
شبیه غربت آن مدفنی که ناپیداستــــ
شبیه پنجره ای سرخ سرخ تا محشر
که باز ، رو به گرفته ترین دریاهاستــــ

********

فرش دلتون سپید

و

یا حسین

________

خدانگهدار


اين مطلب در شنبه هجدهم آبان 1392 و در ساعت 21:45 نوشته شده است

نويسنده : معظمه حاج غنی |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام فرش سپیدی هااا

اول ماه محرم و شهادت سالار شهیدان رو بهتون تسلیت میگم :(

فرش سپید هم که اول گفتن ماه محرم برنامه ندارن و حالا میگن هرروز برنامه دارن.

و خب در کل من نمیتونم برنامه ی این دو هفته رو ببینم چون  زمان پخش  هرشب بیرونم.

و کلا هم بخاطر حرمت ماه محرم این دو هفته به برنامه گیر نمیدم.

دیگه منتظرتون نمیذارم.

این شما و این هم مصاحبه با.....

.

.

.

.

.

.

.

.

.


سایه سرابی

"سایه سرابی" که الحق مصاحبه ی جذابی شده.

(سوالات من با رنگ مشکی جوابهای سایه با رنگ صورتی و حاشیه های من با رنگ نارنجی)


یک بیوگرافی کوچولو از خودت بده؟

بسم الله الرحمن الرحیم
من سایه سرابی هستم(این و که اصلا نمیدونستید)در تاریخ 1376/12/9 در شهرستان سراب واقع در استان آذربایجان شرقی متولد شدم.

از کی با فرش سپید آشنا شدی؟

دقیقشو یادم نیست ولی فکر کنم فروردین یا اردیبهشت بود که با فرش سپید اشنا شدم فکر کنم اون هفته دختری به اسم نرگس که فامیلیش و دقیق یادم نیست فیلمش با موضوع اجرا اول شده بود و مهمون برنامه بود وهمون هفته اولم که برنامه رو دیدم برا هفته بعدش فیلم فرستادم چون موضوعش بازیگری بود.


تاحالا چندتا فیلم فرستادی و چندتاش پخش شده؟

چندتاش یادم نیست!!!!!!وایستا بشمرم:فکر کنم 6 یا 7 بار.4 بار پخش شدکه البته یبارش بین خلاصه ای از همه کلیپا نشون داد.

تو فیلمات از کسی هم کمک میگیری؟

بله کمک میگیرم بدون کمک که نمیشه.البته باید کلی التماس کنم!!!!بیشتر از داداشم کمک میگیرم که اونم خیلی سخت راضی میشه که اخیرا هم دیگه اصلا راضی نمیشه
و برا کلیپ اخرم از استاد تئاترمون کمک گرفتم

فکر میکنی چقدر فیلم هات خوب بودن تاحالا؟

من خودم بین همه ی فیلمام فیلم کوچمو خیلی دوست داشتم...و فیلمم در مورد امام رضا رو زیاد دوست نداشتم بقیشم هی کم و بیش خوب بودند.

آیا به برنامه دعوت شدی؟

بله همون بار اولی که فیلم فرستادم فیلمم رأی آورد.


{این یعنی تو با استعدادی:)}

از بین مجری ها کدوم رو بیشتر دوست داری؟

طرفدار احسان علیخانی هستم. مجری های فرش سپیدم بنظرم هر کدومشون یجور خوبه البته با بعضی حرکات و شیطنت ها( که الان کمتر شده )بهترم بودن.پس همشون و دوست دارم.

بهترین دوستت کیه و خصوصیت بهترین دوست چیه؟

دوستام تعدادشون زیاده مثل فاطمه ها فائزه مریم زهرا صدف سحر و...و از دوستای فرش سپیدیم نجمه نوری که باهم تو یه روز مهمون فرش سپید بودیم.
بهترین دوست کسیه که واقعا کنارت باشه هم تو شادیهات هم تو ناراحتیات;کسی که بتونی بهش اعتماد کنی کسی که رازدارت باشه و... که من صد در صدی دوست واقعیم و پیدا نکردم:(

{پس صدف چیکاره س؟مگه دوست واقعیت نیس؟:)}

الگوی تو در زندگی؟

الگو...وقتی که تو مصاحبه ها از کسی این سوال و میپرسیدن منم بهش فکر میکردم وبه این نتیجه رسیدم که یه نفر مشخص الگوم نیست:( خوب وقتی تو کسی یه خوبی ببینم سعی میکنم اون ویژگی رو تو خودمم تقویت کنم ولی دوست ندارم عینا خودم و شبیه یه شخص خاصی بکنم

آخرین بار که گریه کردی؟

من معمولا زود گریم میگیره ولی فکر کنم گریه ی اساسی آخرین بارم موقعی بود که داشتم یه سریالی رو میدیدم,بهم نخندید چیکار کنم دست خودم نیست!!!

{منم گاهی وقتا شدید یه فیلم احساسی ببینم اشک میریزم}

اهل شلوغی هستی یا تنهایی؟

بستگی داره به زمان و موقعیتش ولی اصولا شلوغی و جمع رو خیلی بیشتر دوست دارم و بغیر از موارد خاص دوست ندارم تنها باشم.

استعدادت تو چیه؟

فکر کنم تو بازیگری.دی:

{صد در صد}

بزرگترین آرزو؟

برگترین!!!!!!!!!!!زیادن ولی بزرگترینشون سلامتی و طول عمر برای پدر ومادرم و سلامتی برا خودم و داداشم.

{ایشالااااا}

رنگ مورد علاقه ت؟

صورتی.مثلا برای قلم صورتی پررنگ خاصی و دوست دارم که ازت میخوام حرفای من و با اون رنگ قلم بنویسی.ولی بقیه رنگام دوست دارم بجز رنگ هایی مثل قهوه ای.

{امیدوارم همون رنگی که میخواستی شده باشه :)}

چندتا بچه هستین؟

دوتا.یه داداش بزرگتر از خودم دارم.

رشته ی چی درس میخونی و میخوای چیکاره بشی؟

رشتم تجربیه...این و نپرس چون خودم بدجوری تو سردر گمی ام!چون میخوام یه بازیگر پزشک بشم...که الان دارم به راه هایی که میتونم به این دوتا باهم برسم فکر میکنم
که یه سری موانعی وجود داره...بخاطر همین سر درگمم. ولی خیلیییییییییییی دوست دارم بازیگر نوجوان باشم.یعنی خیلیاااااااااا...

{ایشالا که میشی توکلت به خدا}

از فرش سپید به جایی هم رسیدی؟

نه هنوز...ولی تمام امیدم اینه که برسم.

شده خیلی ناامید بشی؟

ناامیدم بشم معمولا خیلی کوتاهه و سریع به امید میرسم یعنی دنبال امید میگردم و زیاد نمیذارم نا امیدی به من غلبه کنه.

سایه سرابی در یک جمله؟

عییییییییییییییییییییییم(فکر کردن)یه دخترشدیدا احساساتی.ولی این دختر این توانایی رو داره که در مواقع لازم به احساساتش غلبه کنه و پای منطق و بیاره وسط .
البته فکر کنم بجز یه موارد خیلی خیلی خاص.

هیچ گروهی توی سایت فرش سپید داری؟اگه آره معرفی شون کن؟

بله.قبلا دوتا داشتم ولی الان یکی دارم.گروه پرسش و پاسخ.

{درباره اون گروهت نگفتی؟}

گفتی یه داداش بزرگتر داری خب بگو داداش داشتن چه احساسی داره و رابطه تون باهم چطوره؟

خوب چون بزرگتره خیلی زور میگه ولی منم بعضی وقتا سعی میکنم بهش زور بگم...متاسفانه رابطمون خیلی سرده در حالی که من خیلی دوست داشتم باهم صمیمی تر بودیم:( ورابطمون فقط به دعوا سر چیزای کوچیک و بزرگ ختم میشه...ولی خداییش وقتی میره تبریز(برا دانشگاه) دلم میگیره...خیلی دوستش دارم.

{اووووووف زور گفتنشونو متنفرررررررررررم :((((}

از حضورت در برنامه بگو؟چه حسی داشتی و چه اتفاقی افتاد؟

واااااااااای اون روز...خیلی شوک شده بودم چون همه چیز خیلی یهویی اتفاق افتاد. یادمه چهارشنبه حدود ساعت 3,4 بود که بهم زنگ زدن گفتن امروز فیلمت پخش میشه منم تا تونستم به فامیلامون خبر دادم تا برنامه رو ببینن بعد اینم که پخش شد هی تلفن بود که بهم زنگ میزن یعنی هم زمان هم جواب اس میدادم هم با موبایل حرف میزدم هم با تلفن...اصن یه وضی...یکی دوساعت بعد برنامه هم آقای ساکت اف باهام تماس گرفتن و گفتن اول شدی کلی ذوق کردم و بالا و پایین پریدم بعد هم ما اون شب با اتوبوس رفتیم تهران که همش تو ماشینم فکرم مشغول این بود که باید چیکار کنم چی بگم چی نگم...تازه آقای ساکت هم گفته بودن باید تو برنامه یه اتودی بزنی منم فکرم مشغول بود که چه بازی بکنم فرداشم خونه عمم بودیم صبح بود منم خواب بودم که یهو گوشیم زنگ زد یه خانومی بودن فکر کنم خانوم خسروی بود بعد گفت خواب بودی ؟گفتم بله . با یه حالت
نگرانی گفت :پس تو کی میخوای بیای تهران؟ منم گفتم: الان تهرانم.خندیدو گفت :آخی...این تیکش قشنگ یادمه بعدشم بهم گفت این و باید بپوشی اون و نباید بپوشی و...بهم گفتن شلوار جین نپوش منم فقط شلوار لی همراهم بود برا همین مجبور شدم شلوار مامانم و بپوشم[خجالت]بعد با کمربند محکم بستم که یهو نیفته...بعدشم چندباری با آقای ساکت در مورد تیکه ای که باید بازی میکردم حرف زدیم که آقای ساکت گفت میتونی اتود یه مادر گیر و بازی کنی
که پسر عمم یه چیزی در موردش نوشت که یکمی تمرینش کردم...بعد اینکه رفتیم اونجا با عموم و داداشم رفتم داخل مامانم و بابا و پسر عممم بیرون تو ماشین بودن
دم در اونجا که رسیدیم دیدیم در بستست بعد یهو آقای فاریابی اومدن منم نمیشناختمش همینجوری نگاش میکردیم گفتیم شاید اینجا یکاره ای باشه... که آقای فاریابی به داداشم گفتن خیلی برات آشنا میام؟؟؟؟
بعد که رفتیم تو نجمه اینا اونجا بودن و...من اون روز خیلی شوک بودم اصلا از عملکرد خودم تو اون روز راضی نیستم نه جلوی دوربین نه پشت دوربین...برا همینم دوست دارم دوباره برم تو برنامه تا جبران کنم ویکم صمیمی تر باشم...یه چیز دیگم که اون روز بعد برنامه وقتی داشتیم برمیگشتیم سراب تو ماشین داشتم گریه میکردم چون که از خودم راضی نبودم(معذرت برا طولانی بودنش چون حدس زدم براتون جالب باشه)

{خیلی هم جالب بود :)}

استقلالی هستی یا پرسپولیسی؟

واه واه از فوتبال حرف نزن که ازش نفرت دارم در حد تیم ملی...حالا چرا؟؟؟برا اینکه من هر وقت میخواستم یه فیلمی برنامه ای چیزی ببینم داداشم میومد میگفت بزن فوتبال...برا همین من از فوتبال خیلی بدم میاد (یه چند خاطرم در موردش دارم که اگه بخواید بعدا براتون تعریف میکنم).یکی دوتا بازی فوتبالم که دیدم برا بازی های تراکتور بوده

{منم از فوتبال متنفرم اما عاشق استقلالمD:}

قبل از اینکه یک فرش سپیدی بشی چیکار میکردی؟

یعنی چی چیکار میکردم؟؟؟؟؟زندگی میکردم همین...

{یعنی زندگیت اونموقع چه فرقی داشت؟:)}

وبلاگ شخصی تو کی ساختی و چیشد که به فکر افتادی تو هم وبلاگ نویس بشی؟:)

من خیلی وبلاگ داشتم که همشون و حذف کردم وفقط این آخریش مونده که برا من و صدفه...ایده ی وبلاگ ساختنمم خوب از زمانی که دسترسیم به نت بیشتر شد خواستم یه وبلاگ بسازم چون قبلا صدف و دختر داییمم وبلاگ داشتن

غذای موردعلاقه ت؟

آخ آخ گشنم شد...ماکارونی, لوبیا پلو, فسنجان و...کلا غذایی که با برنج باشه رو دوست دارم

یک خاطره ی جالب از مدرسه؟

خاطره از مدرسه که زیاده (ولی یادم نیست.دی:)ولی بذار از مهد کودکمون برات یکی دو تا بگم:
مهدکودک من تو کوچه ی مامان بزرگم بود برا همین من همیشه بعد مهد میرفتم اونجا تا مامانم از مدرسه بیاد دنبالم و بریم خونه...یکی از دوستامم خونشون نسبتا دور بود ولی خودش پیاده به تنهایی میومد و میرفت من یه روز بدون این که به کسی بگم با اون رفتم خونشون بعد همه دنبال من میگشتن.یعنی شده بودم دختر فراری یا فرار از مهد کودک.دی:...
یکی دیگه هم اینکه اسم معلم مهد کودک ما مینا بود مینا موهاش بلند بود من همیشه از پشت میدوییدم مقنعه اش و مینداختم بالا با موهاش بازی میکردم یکی هم اینکه همیشه لپ هاش و محکم میکشیدم جوری که دادش بلند شه...تو کلاس ما یه دوقلو بودن که یکی دختر بود یکی پسر بعد یه روز ما باهم خیلی شیطونی کردیم ما رو از کلاس انداختن بیرون و بهمون گفتن باید این تعهدنامه رو امضا کنید ماهم امضا بلد نبودیم مونده بودیم چیکار کنیم!!!!!!آخرشم انگشت زدیم.(ببخشید اگه جالب نبودند...دی:)اگه میخواستم از مدرسه خاطره بگم قبش باید کلی مقدمه چینی میکردم

میتونی یه لطیفه تعریف کنی؟D:

نهD:...اصولا من جوک زیاد یادم نمیمونه ولی بذار یه چیزی بگم که بر حسب حقیقته و کسی تا حالا نشنیده:یه روز یکی از خارج میاد ایران میبینه که ایرانیا با دست میزنن رو هندونه ها و یکیش وانتخاب میکنن. میپرسه: اینا دارن چیکار میکنن؟اونی که همراهش بوده میگه: با اینکار اینا میدونن که هندونه هه قرمزه شیرینه یا نه!؟اون مرد خارجی هم بسی تعجب میکنه(به قول خومون میگه جلل خالق)و میگه اگه ایرانیا این هوش و میذاشتن تو چیزای دیگه الان رفته بودن مریخ(این و بابام تعریف میکنه وانقد باحال تعریف میکنه که کلی میخندیم مخصوصا اون مریخ آخرش و از قصد میگه میریخ تا بیشتر بخندیم)

{چه باحالD:}

بهترین تفریح برای تو؟

من همیشه نقش های مختلف و برا خودم بازی میکنم این برام بهترین تفریحه...دیالوگ های نقش های مختلف یا نقش های من درآوردی رو باخودم تمرین میکنم(جلوی آینه نقش بازی میکنم وتمرین میکنم تا بتونم گریه کنم و...یکی از اونام نقش کسی بود که تیر میخوره دی:)

{مث منD: ولی من بیشتر نقش اونی رو بازی میکردم که تیر میزدD:}

دوست داری از چه کسانی تعریف کنی؟

ازشون تعریف و تمجید کنم یا خاطره تعریف کنم؟اگه منظورت خاطرست که بالا کلی براتون خاطره تعریف کردم.ولی تعریف و تمجید که خیلی اند...ولی دوست دارم از یکی از معلمام بگم که خیلی دوسش دارم واقعا گله...خیییییییییلیییییی دوسش دارم(صدف میدونه)

{من باید واقعا پوزش بخوام چون اینجا میخواستم بنویسم تشکر نوشتم تعریف(اینم از دلایل حرفه ای نبودن من )D:}

بهترین هدیه ای که گرفتی؟

من بچه که بودم خیلی دوست داشتم یه خواهر کوچیک داشته باشم براهمین هرکی میرفت مشهد التماسش میکردم که از امام رضا برام یه آبجی بخواد
یبارم که داداشم داشت میرفت مشهد منم این و بهش گفتم اون برگشتنی یه عروسک برام خریده بود(بجای آبجی.[نیشخند])از این عروسکای نوزادبود که همش خوابند
فکرکنم اون یکی از بهترین کادوهام بود

{آخی!}

بچگی هات آروم بودی یا شیطون؟

از مامانم پرسیدم گفت شیطون[نیشخند]

{از مامانت پرسیدی؟یعنی خودت یادت نیس؟!D:}

راستی درباره ی گروهت توضیح ندادی؟موضوعش چیه؟

گروه پرسش و پاسخ...من تو بیشتر سایت ها دیده بودم که همچین بخشی وجود داره...خواستم برا سایت فرش سپیدم من این مکان و ایجاد کنم...جایی که هر کس یه سوالی براش ایجاد شد حالا در هر موردی بیاد اونجا مطرح کنه تا بقیه دوستان بهش جواب بدن...و من برا اینکه جذابیتش بیشتر باشه گفتم علاوه بر این سوالا سوالای نظرخواهی مثل عکس های سوال دار هم تو گروه مطرح بشه...ولی متاسفانه از گروهم زیاد استقبال نشد

از چه رشته ی ورزشی بیشتر خوشت میاد؟

والیبال...شنا و پینگ پنگم دوست دارم

تا حالا شده یه غریبه ببینتت و بگه "من میشناسمت تو سایه سرابی هستی" ؟ :)

آره شده...اوایل که میرفتم کلاس تئاتر یه دختری بود به اسم سحر(که الان یکی از بهترین دوستامه)بعد اون بهم گفت تو سایه سرابی هستی؟من تو تلویزیون دیدمت...
و همچنین خیلی ها تو مدرسه بودن که من نمیشناختمشون اونام من و نمیشناختن ولی بعد اینکه رفتم فرش سپید چندتاشون میومدن میگفتن عه تو سایه سرابی هستی؟

{معروف شدیااااااD:}

دنیا رو در یک جمله توصیف کن؟

مکانی پر از آدمایی با رنگ های مختلف که بعضیاشون رنگ درونشون و ظاهرشون باهم فرق داره که تو باید مواظب باشی گول ظاهرشون و نخوری.

دفترخاطرات داری؟اگه آره چه شکلیه؟

من تا حالا خیلی دفتر خاطرات داشتم[لبخند]ولی اولینش که مربوط میشه به دوران دبستان یه دفترچه ای هستش که روش عکس باربی هست و نارنجیه.

اهل مطالعه هستی؟اگه آره بیشتر در چه زمینه هایی؟

گه گاهی آره کتاب میخونم...بیشتر رمان دوست دارم و همچنین مجله میخونم.

بهترین فیلمی که دیدی چی بوده؟

چه سوال سختی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یادم نیست ولی یه زمانی فیلم دختر حوا پسر آدم یا دختر آدم پسر حوا رو خیلی دوست داشتم چند باری دیدمش.

بهترین کتابی که خوندی به مخاطبان معرفی کن؟

یه کتابی هست به اسم "لطفا گوسفند نباشید" که یه کتاب خودشناسی هست.من خودم هنوز کامل نخوندمش ولی تا همینجایی هم که خوندم بنظرم خیلی خوبه جملات تاثیر گذار زیادی توش داره که حتی میتونه آدم و متحول کنه.

{آره تعریفشو زیاد شنیدم :)}

یکی دو خط دلی برامون بنویس؟

مطمئنا اگه نگاهمون و نسبت به زندگی زیباتر کنیم هممون عاشق زندگی کردن میشیم امیدوارم که هممون به اون نگاه زیبا برسیم.

کارتون کودکیت که خیلی باهاش خاطره داری؟

فکرکنم کلاه قرمزی بود

{البته من منظورم کارتون بوداااااا D:}

آخرین آهنگی که گوش دادی؟

من اصولا زیاد آهنگ گوش نمیدم برا همین یادم نیست.

{من فقط وقتی تو ماشینم آهنگ گوش میدم :)}

انگیزه و امیدت برای زندگی؟

گام برداشتن تو بهترین مسیر زندگی و رسیدن به آرزوهام

یکی از خواباتو که خیلی دوست داشتی تعریف کن؟

من خیلی خوابای بازیگرا و مجریا رو میبینم مسلما اونا برام خیلی جالبه و دوسشون دارم.برای مثال:من یبار خواب دیدم کیوان و اشکان و فاطیما دندان پزشک اند بعد منم رفته بودم پیششون تو خوابمم آقای ساکت اف استاد اینا بود...کیوان نمیتونست دندونم درست کنه داشت باهاش کشتی میگرفت بعد کیوان و فاطیما و اشکان داشتن باهم سر درست کردن دندونام باهم دعوا میکردن...هروقت اون خوابم یادم می افته خندم میگیره.

{خوابای منو درباره آدم معروفا بشنوی چی میگیD:}

تا حالا به چه شهرهایی سفر کردی؟

تهران,تبریز,آستارا,سرعین,اردبیل,شیراز,اصفهان,کاشان,مشهد,لاهیجان,بندر گناوه و...

{خوش بحالت ایشالا بیشترم بشن منکه فقط یه مشهد رفتم :)}

به غیر از فرش سپید توی سایت دیگه ای هم فعالیت میکنی؟

کم و بیش

{نگفتی چه سایتی؟}

وقتی عصبانی میشی چیکار میکنی؟(احتمالا خودکشیD:)

ااصولا داد و بیداد و احتمالا گریه...مخصوصا وقتی دنبال چیزی بگردم و پیداش نکنم اشکم در میاد یا وقتی از دست خودم عصبانی باشم گریم میگیره.به اون گزینه ای هم که تو گفتی سعی میکنم از این به بعد فکر کنم.دی:(ببین بچه ی مردم و داری منحرف میکنی)

{ای بابا منحرف چیه؟یادت نیس آخرین بار که عصبی بودی میخواستی خودکشی کنی؟D:(البته به شوخی)}

نظرتو راجع به کلمات و عبارات زیر بگو؟
مسعود ساکت اف:یه تهیه کننده ی عالی و زحمت کش و در عین حال مهربان و دوست داشتنی
کیوان ساکت اف:یه مجریه باحال و شیطون و دوست نسبتا خوب اشکان و همچنین دوست جایزه بگیر اشکان
اشکان خیل نژاد:یه مجریه مردمی و باحال
فاطیما بهارمست:مجریه همه تن حریف(منظورم اینه که به تنهایی از پس اشکان و کیوان برمیاد و اصلا پیششون کم نمیاره...بعله...همه دخترا همینن)
من(منظورم منم یعنی معظمه حاج غنیD:):محبوب دل فرش سپیدیها{اختیار دارین محبوب چیه!}
مامان:عشق زندگیم
بابا:مضحر استواری و مرد روزهای سخت و آسان...بابایی دوست دارم
خواهر: ای کاش یکیش و داشتم یا بزرگتر یا کوچیکتر

برادر:اگه نبود من با کی دعوا میردم؟کی اشک من و درمیاورد؟ولی خداییش بعضی وقتام به درد آدم میخوره حالا شده با التماس یا بدون التماس...ولی مگه میشه عاشقش نبود؟؟؟؟

داستان:دسته ای از کلمات که پشت سرهم صف کشیدن و دارن یه چیزی رو فریاد میزنن و ما باید گوش شنوا داشته باشیم تا بتونیم حرف اوناروبشنویم و بفهمیم
شعر:چیزی که من بیشتر وقتا چیزی ازش نمیفهمم چون اصولا حوصلم نمیکشه بخونمش و اصلا دوسش ندارم
بازیگری:رویایی دست یافتنی
فیلم:دوست دارم همیشه ببینمش و چیزی که معمولا راحت میتونه من و به خنده یا گریه وابداره.
عشق:امیدی برای زندگی کردن
زندگی:زندگی جریان دارد چه تو بخواهی چه نخواهی...پس سعی کن از زندگیت حداکثر استفاده رو ببری و انقد بخندی که گوش غم کر بشه.
دریا:آرامش
سیگار:أه أه پیف پیف...نگو نگو که ازش نفرت دارم...یکی از دشمنای من تو زندگیمه
آب:چیزی که تو ماه رمضون حسرت یه قطرش و میکشیم.
ازدواج:پیوند قلب ها و یکی شدن روح ها اگه برحسب عشق باشه.
خدا :خداجونم عاشقتم...تنها کسی که همیشه وقت داره به حرفامون گوش بده...کسی که همیشه حوصله ی غرزدن هامون,خندیدن هامون و داره...کسی که همیشه منتظره تا ما بسویش برگریم و دستمون رو به سمتش دراز کنیم و چیزی ازش بخوایم تا برامون اجابتش کنه...ولی بعضی وقتام میگه بنده ی من این چیزی که تو میخوای خیلی برای تو کوچیکه من برای تو چیز بزرگ تری کنار گذاشتم...کسی که کلمات در مقابل توصیفش کم میاره...حتی اگه همه ی درختای جهان و قطع کنند و ازش کاغذ درست کنند بازم صفحه برای توصیف خداکم میاریم درحالی که هنوز چیز زیادی ازش نگفتیم.

نماز:پیوند دهنده ی ما با خالق جهان

کلبه ی کوچک:گوشه ای دِنج برای فکر کردن

دوست:کسی که با تو میخنده و با تو گریه میکنه...همراه زندگی و...
خانه ی مادربزرگ و پدربزرگ:منبع لواشک که همیشه برای پیدا کردنش کل خونه رو بهم میریختم والانم گاهی میریزم...دی:
بخوام یکم جدی باشم باید بگم:جایی که توش راحت میشه محبت و پیدا کرد.(البته تو حرف قبلیمم کاملا جدی بودم)
فرش سپید:یکی از خاطره های فراموش ناشدنیه من تو فرش سپید رقم خوردم.
فرش سپیدی های اصیل:فرش دلمون زیر پای همتون ...(باحالت لوتی بخونید)
صدف موذنی:چی بگم خدا رو خوش بیاد آخه!!!!!!!!من از دست صدف کم نکشیدم...برای مثال دیروز کلی حرصم داد(تا مرز خودکشی پیش رفتم)ولی چه کنیم که دلمون پیشش گیره...[جهت اطلاع:اگه دیدید دیگه نمیام نت و مفقود شدم بدونید توسط صدف به قتل رسیدم دی:]
نجمه نوری:آبجیه خودم...چون هیچ کدوممون آبجی نداریم قرار گذاشتیم همدیگه رو آبجی صدا کنیم.

حرف آخر؟

میخوام یه جمله بگم بسی تاثیر گذار:
برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش
شاید خوشبختی منتظر خندیدن توست.
من این جمله رو خیلی دوست دارم تازه این و از کسی شنیدم که خیلی دوسش دارم(همون معلمی که گفتما)
و همچنین از تو معظمه ی عزیزم نهایت تشکر و دارم بخاطر این مصاحبه.
باید بگم که وبلاگت عالیه و مطمئنا فرش سپیدیهایی که اینجا رو دیدن بی بهانه عاشقش شدن.
و همچنین آرزوی موفقیت دارم برای همه ی دوستای نوجوون خودم امیدوارم همیشه بین دوراهیه زندگی بهترین راه و انتخاب کنند.
و یه تشکر ویژه دارم از همه ی کسایی که این مصاحبه رو خوندند.
خدانگهدارتان.

سایه از مصاحبه باهات خیلی خوشحال شدم و لذت بردم و در آخرم امیدوارم به همه خواسته های خوبت برسی و از زندگی لذت ببری ممنون که در این مصاحبه شرکت کردی :)

سایه:عزیزمی...مرسی تو هم ایشالا به همه آرزوهات برسی:)ممنون از تو که مصاحبه کردی:D


(سایه میگفت این مصاحبه خیلی طولانیه و خسته کننده میشه واسه بچه ها تو دو بخش بذارمش

حالا شما انصافابگین نه واقعا خسته کننده  بود؟)


امیدوارم به همه آرزوهای خوبتون برسین.

تا مصاحبه ای دیگه به درود

فرش دلتون یک رنگ و سپید

زندگیتون شاد و رنگارنگ



اين مطلب در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 و در ساعت 12:50 نوشته شده است
موضوعات مرتبط: مصاحبه با سایه سرابی

نويسنده : معظمه حاج غنی |
.: Weblog Themes By Plus Graphic :.